مهار كردن سركشى نفوس طغيانگر و متمرّد و بازگرداندن آنها به حدّ و حقى كه دارند ، جز با قوانين قاطع و نيروهاى اجرايى مصمّم و سازش ناشناس ميسّر نخواهد گشت .
- و يا كتابى و بابى مخصوص احقاق حقوق توده هاى به تنگ آمده ، مكيده شده ، در معرض بهره كشى قرار گرفته ، حقوق ربوده ، روزى دزديده ، استخوان خرد شده و كرامت بر باد رفته . . . و بيرون آوردن اين حقوق از حلقوم فرصت يافتگان متجاوز و ثروتمندان مستكبر و غرق در انواع گوناگون اتراف و اسراف و جاه فروشى و آسايش و نعمت ، چنان كه گويى دنيا تنها به خاطر ايشان آفريده شده است نه براى هيچ كس ديگر . با گشودن چنين بابى در فقه اسلامى ، امكان تحقّقيابى قسط قرآنى در زندگى واقعى مردم فراهم مىآيد . و راهى براى اين حركت حياتى ، جز فتوا دادن و حكم كردن و از نيرو و آهن ( قواى اجرايى ) مدد گرفتن وجود ندارد . فقاهت اسلامى اين راه را در كتاب حدود و قصاص پيموده است ( * ( وَلَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ ) * ) ، « 1 » پس بايد آن را در راه احقاق حقوق اقتصادى و قضايى ستمديدگان و محرومان نيز بپيمايد ، زيرا كه احقاق حق نيز زندگى است ، چنان كه مولاى ما امير المؤمنين مىفرمايد :
« العدل حياة « 2 » عدالت زندگى است » .
در پرتو اين نگرش ، موضوعهاى حياتى و مهم ياد شده نيز ، از قاطعيّت فقهى موجود در كتاب حدود و قصاص برخوردار خواهد شد ، و در نتيجه ، هدفهاى دين حنيف آسمانى عملى خواهد گشت .
آرى ، ما هر وقت وصف « قرآنى » را به كار مىبريم ، مقصودمان بيدار كردن وجدانهاست و واداشتن آنها به الهام پذيرى از همهء آيات آسمانى - تا آن حد كه اين الهامپذيرى ممكن باشد - و آموزشگيرى از آيات بيّنات قرآنى و هدايت فرقانى .
هامش
« 1 » . « سورهء بقره » : 179 .
« 2 » . « غرر الحكم » / 15 ، فصل 46 ، از باب 12 ( جلد ششم ) .