تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
تشجيع مردمان به فداكارى در راه رهايى توده ها : . . . ( 1 ) آيا نمىبينيد كه به حق عمل نمىكنند ، و از باطل باز نمىايستند ؟ بايد انسان معتقد طرفدار حق ، دل به لقاء الله بندد ( و براستى آماده شهادت شود ) ، زيرا كه من مرگ را چيزى جز خوشبختى ، و زندگى با ستمگران را چيزى جز مايهء دلتنگى نمىبينم . . . ، اين است حسين « ع » ، « حسين بزرگى و شرف ، حسين ستم ستيزى و شهامت ، حسين عزّت و امامت ، حسين دين و يقين ، حسين فضيلت و عظمت ، حسين حق و حقيقت » ، حسين قسط و عدالت . و اين است درسى كه انقلاب حسينى به امّت اسلام داد ، يعنى : « وجوب قيام در برابر هر باطلى ، و يارى كردن هر حقّى ، تا بناى با عظمت دين بر سر پا بماند ، و تعاليم آن همه گير گردد ، و اخلاق آن انتشار يابد ؛ آرى ، تاريخ باشكوه عاشورا به ما مىآموزد كه گزيدن بقاى جاودانى - حتّى اگر با چشيدن مرگ همراه باشد - بر زندگى در زير يوغ بردگى برترى دارد ، و به پيشباز مرگ رفتن براى رهانيدن امّت از چنگال جور و فجور ارزشى مقدّس است ؛ و ما را بر آن وامىدارد كه در صراط مستقيم فداكارى براى نجات دين راستين و مشعشع گام نهيم ، و از سقوط در مغاك خوارى سر باز زنيم » « 1 » . پس اينهاست هدفهايى كه انقلابى بزرگ اسلام به آنها فراخوانده است : ( 1 ) - احياى دو ركن دين : امر به معروف و نهى از منكر ، در سطح مبارزه با ظلمهاى سياسى و اقتصادى و ( 2 ) - جلوگيرى از ستمگريها و ( 3 ) - مخالفت با ستمگرها و ( 4 ) - رساندن اموال عمومى به دست صاحبان آنها و ( 5 ) - گرفتن حقوق الهى و مصرف كردن آنها در جاى خود و
هامش
« 1 » . « الغدير » 3 / 259 و 264 .