باطل را كه در طول تاريخ ساخته شده است به دور مىراند ؛ و اين آزادى آزاد شدن انسان از درون است ؛ سپس - همچون نتيجه اى طبيعى از اين آزادى - آزاد شدن ثروت و جهان را از هر مالكى جز خداى متعال تثبيت مىكند ؛ « 1 » و اين آزادى آزاد شدن انسان از برون است » .
« و امام امير المؤمنين « ع » اين دو حقيقت را به هم پيوسته و چنين فرموده است :
فأنتم عباد الله ، و المال مال الله « 2 »
( 1 ) شما بندگان خداييد ، و مال مال خدا . و اسلام بدين گونه همهء قيدهاى ساختگى و موانع تاريخى را - كه سدّ راه پيشرفت انسان و تلاش او براى سير به سوى پروردگار خويش بود - از ميان برداشت ، چه موانعى از قبيل خدايان ، چيزهاى ترس انگيز ، اسطوره ها ، كه موجب مىشد انسانيّت در بند نيروهاى اسطوره اى و موهوم اسير باشد و متحجّر بماند ؛ و چه موانعى از قبيل مالكيّتهاى اربابى كه استيلاى طاغوت اقتصادى - چه يك فرد ، چه يك گروه ( باند ) ، و چه يك طبقه - را به زيان مردم بر زمين تثبيت مىكرد ، و جلو رشد طبيعى انسانها را مىگرفت ، و در نتيجه ، وابستگى و بردگى را بر آنان تحميل مىكرد » .
« و از اينجا اسلام - كه به خاطر آن پيامبران به مبارزه برخاستند - انقلابى اجتماعى بر ضدّ ستمگرى و سركشى و هر گونه بهره كشى و برده گيرى بود . نيز از اينجا پيامبران - حاملان مشعل آزادى - پيوسته محور حركتهاى معذّبان زمين و گروههاى بدبختى بودند ، كه اسطوره هاى خدايان ساختگى آنها را از لحاظ روحى از پا درآورده ، و جاهليّت از لحاظ فكرى و فرهنگى پراكنده شان ساخته بود ، و خود طعمهء انواع گوناگون بهره بردارى و ظلم اجتماعى شده بودند » . « 3 »
اصل دوّم - تساوى در آفرينش :
اين اصل نيز اصلى اساسى و بديهى است ؛ « قرآن كريم » مىفرمايد : « * ( يا أَيُّهَا النَّاسُ ! إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ
هامش
« 1 » . فصل 1 ، از اين باب ( جلد سوّم / 67 به بعد ) ، و فصل 1 ، از باب 12 ( در همين جلد / 381 به بعد ) .
« 2 » . حديث « 38 » ، در همين فصل ، ملاحظه شود .
« 3 » . « الإسلام يقود الحياة » / 26 - 27 .