تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
بدانند ، و كودكانشان را مانند فرزند ، و همسالانشان را مانند برادر ، آن گونه كه امام سجّاد « ع » خواسته است ؟ . . . « 1 » آيا اينان اندامهاى تنى واحدند ، كه چون يكى به درد آيد همهء اندامهاى ديگر بدن دردمند گردند ، آن گونه كه امام باقر « ع » ، خواسته است ؟ . . . « 2 » آيا اينان همان برادران نيكوكارند و داراى همان برادرى كه قرآن كريم بدان فراخوانده است ؟ . . . و ما با وجود اين روش در زندگى ، احكام « قرآن » را بر پا مىداريم ، و « امّتى معتدل » به شمار مىرويم ، يا در ردهء آن گروه از جهودان قرار مىگيريم كه خداوند متعال در بارهء ايشان فرموده است : « * ( وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ ساءَ ما يَعْمَلُونَ ) * « 3 » بسيارى از ايشان كردارى بد دارند ، » . آيا بايد به همين گونه ، از جنايتهاى هولناكى كه در حقّ انسان و انسانيّت صورت مىگيرد چشم بپوشيم ، و به مردمان چنان وانمود كنيم كه اسلام آنها را قبول دارد ، يا طرد نمىكند ؟ آيا بايد به همين گونه ، آگاهان را به احساس شكست و نوميدى ، گرفتاران و رنجبران را به يأس و سقوط ، و جوانان حسّاس را به افتادن در دام مكتبهاى الحادى و افكار گمراه كننده و تباهىزاى و باورسوز سوق دهيم ، و چنان گمان كنيم كه كارهاى خوب انجام مىدهيم ؟ ! آيا اسلام ، « خورد و برد » هاى جهنّمى و واقعيّتهاى غير مردمى تجاوزكارانه را به هر نامى كه باشد تأييد مىكند . . . ؟ اگر چنين باشد ، پس ديگر اين تعاليم براى چه آمده است : « أهل الإسلام هم أبناء
هامش
« 1 » . نامهء امام سجّاد « ع » به محمّد بن مسلم زهرى - فقيه مدينه - « تحف العقول » / 198 - 200 ؛ نيز « بحار » 71 / 230 ؛ از « تفسير امام حسن عسكرى - ع - » . « 2 » . « بحار » 74 / 234 ؛ نيز « اصول كافى » 2 / 166 ؛ « بحار » 74 / 233 . « 3 » . « سورهء مائده » : 66 .