معيشت و زندگى مشاهده مىشود ، مشروع بداند و به آن رضا دهد :
- اين اموال فراوان و املاك حاصلخيز و كاخهاى چند هزار مترى ، با چمنزارها و باغها و استخرها و گرمابه هاى گوناگون ، و تالارها و اطاقهاى خواب ، و جاى آرايش ، و وسائل تهويهء مطبوع در تابستان و زمستان ، و ميزهاى غذاخورى ، و يخچالها و « فريزر » ها ، و فرشهاى رنگارنگ ، و لباسهاى « مد » روز ، و بسيارى وسائل رفاهى و تجمّلى ديگر ، براى گروهى . . .
- و آن كوخهاى حاكى از بيچارگى ، و آكنده از رنجها و تلخيهاى زندگى و فقر و بيمارى و بدبختى و گرسنگى و چركى و پليدى ، براى گروههايى . . .
- اين اوقات فراغت ، در يك زندگى شيرين و آرام و آكنده از آسايش و رفاه مادّى ، و سفرهاى گردش و سياحت ( و « زيادت » ) در شهرهاى مختلف ، و مهمانخانه هاى مجلَّل ، و ساحلهاى شادىآور . . .
- و آن اوقات نحس پر از پريشانى و نادارى و فشارهاى كمرشكن كار ، و اضافه كاريهاى اضطرارى و پيامدهاى آن ، و نداشتن تعطيلات كافى و . . .
و نبايد زندگى روستانشينان را فراموش كنيم با گونه هاى مختلف بدبختى و فقر و كمبود ضروريّات ابتدايى و . . . تا چه رسد به امكانات رفاهى . . . و زندگى آنان كه دنبال كار مىگردند و پيدا نمىكنند ، و آنان كه راهى براى دست يافتن به سرپناهى و اندك وسيلهء معيشتى ندارند ، و كسانى ديگر از اين گونه . . .
آيا همهء اين گروهها فرزندان اسلامند ، و همچون فرزندان يك پدر زندگى مىكنند ، آن گونه كه امام جعفر صادق « ع » خواسته است ؟ . . .
آيا رفتار جامعه چنين است كه بزرگسالان ياد شده را مانند پدر خود
الحياة ( فارسي ) — صفحة 194
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص١٩٤