( 5 ) - چون مىدانيم كه خداوند متعال به ستمگرى رضا نمىدهد ، پس چگونه مىتوانيم بگوييم كه او پذيرفتن ظلم را به نام دين مىپذيرد ؟ بنا بر اين ، روا نيست آن كس كه به نام اسلام سخن مىگويد ، از گفتن حق اگر چه تلخ باشد - براى برخى ملاحظات دور از روح اسلام - تن زند ، بلكه سزاوار چنان است كه مردمان را به مبارزه با اين گونه ستمگران نيز فرا خواند ، چه دين الهى راهكارى يگانه و استوار دارد ، و همانا خداوند موسى « ع » را بر سر فرعون و هامان و قارون - هر سه - فرستاد ، « 1 » و پيامبر ما حضرت محمّد « ص » با اشراف به همان گونه جنگيد كه با فرمانروايان سياسى جنگيد ، بلكه مبارزهء او با اشراف قطعىتر و آشكارتر بود . پس لازم است عالمان و مبلَّغان اسلام - كه خداوند آنان را تأييد كناد - آگاه باشند ، و در برابر خطير بودن وضع پيوسته بيدار و هشيار بمانند ، و از چشمپوشى در برابر ستمگريهاى اقتصادى بپرهيزند ، و از تشويق كردن مردمان به پذيرفتن اين ستمها و خاموش ماندن در برابر آنها برحذر باشند ، تا حيثيّت اسلام و مسلمانان افت نكند ، و نگرش واقعى دين اسلام به انسان خدشه دار نگردد ، و توجّه كامل اين دين به تكامل حيات بشرى از راه رفع انواع ستمگرى ، و پىافكنى شالوده هاى قسط در زندگى انسانها به سستى نگرايد ، و « اصالت اقتصادى » در مكتب استوار اقتصادى اسلام رنگ نبازد . اگر مبلَّغان و عالمان دين اين روش مورد پسند خدا و رسول « ص » را - كه بنا بر آيات و اخبار به عملى كردن آن مأمورند - به كار بندند ، هر چه زودتر جامعهء اسلامى به نتايجى مهم و سازنده دسترس پيدا خواهد كرد ، كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم :
( 1 ) - دست جبّاران تكاثر و اتراف از دخالت در زندگى اقتصادى ، و سپس زندگى اخلاقى و دينى مردم بريده خواهد شد .
( 2 ) - تلاشهاى عمّال غرب ( چه عمّال سياسى ، چه فرهنگى ) و
هامش
« 1 » . « سورهء غافر » ( 40 ) : 24 .