( 2 ) - آمادگى پيدا كردن براى آخرت جز با داشتن مال تحقّق پيدا نمىكند ؛ عمل اخروى همچون عمل دنيوى به قوت و موادّ نگاه دارندهء زندگى و حيات نيازمند است ، پس كدام فقر و ناكامى و تحمّل آن مىتواند شخص را به عمل كردن براى آخرت موفّق بدارد ، در صورتى كه پيامبر اسوهء ما « ص » مىفرمايد : «
فلولا الخبز ما صلَّينا
( 1 ) اگر نان نبود نمىتوانستيم نماز خواند . . . » .
( 3 ) - تسليم شدن در برابر احتكار و گرانى ، ضدّ اقدام به نهى از منكر و مبارزه با ستم و ستمگران است ، و خود مصداق فاجعه اى است كه امام صادق « ع » آن را اين گونه خاطرنشان فرموده است ؛ «
من أحبّ بقاء الظَّالمين فقد أحبّ أن يعصى الله « 1 »
( 2 ) هر كس بپذيرد كه ستمگران باقى باشند ، بيقين خواستار آن است كه مردمان نافرمانى خدا كنند » ، زيرا ستمگران - چه سياسى و چه اقتصادى - هم خود معصيت مىكنند و هم مردمان را به معصيت خدا مىكشانند .
( 4 ) - با جزاى آخرت ، تكليف دينى اجتماعى در بارهء جلوگيرى از زشتيها و منكرات ساقط نمىشود . نبايد اجازه داد كه محتكران و طاغوتهاى اقتصادى به گمراهى و تجاوز خويش ادامه دهند ، و به بهانهء اينكه در آخرت عذاب خواهند شد ، حيثيّت اجتماع را نابود كنند ، و اعتبار حكومت اسلامى را مخدوش سازند . عقوبت اين جهانى و نهى از منكر احتكار و جلوگيرى از ستمگرى اقتصادى نيز روح اسلام است ، تا زندگى به صلاح حال انسان باشد . و اگر چنين نمىبود ، ديگر ضرورتى براى اجراى قصاص و حدّ و تعزير باقى نمىماند ، زيرا در اين موارد نيز عذاب آخرت خواهد بود . از سويى ديگر ما مىنگريم كه در احاديث تأكيد شده است كه با احتكار مبارزه شود ، و محتكران به سختى كيفر داده شوند .
هامش
« 1 » . « وسائل » 12 / 134 .