بگيرد ، و اگر مالك مقاومت كند كشتن وى ( در ضمن چنين درگيريى ) جايز است . . . » . « 1 » بنا بر اين فتوى ، مسلمان كسى را كه مانع رسيدن وى به غذايى شود كه بقاى زندگى او به آن بستگى دارد مىتواند بكشد . و اين گونه احكام نتيجهء جامعيّت اسلام است و نظر صحيح داشتن اين دين به واقع زندگى و امور اقتصادى و مسائل انسانى .
در پرتو اين نگرش ، بايد گفت كه اسلام مردمان را به شكيبايى در برابر ستمگرى و ناكامى و تحمّل زيانهاى احتكار و اجحاف فرا نمىخواند ، بلكه تحمّل فشار اقتصادى را همچون تحمّل فشار سياسى طرد مىكند ، و مردمان را به مبارزه و ايستادگى در برابر همهء ستمگريها بر مىانگيزد . و ظلم اقتصادى - چنان كه گذشت - مهمترين گونهء ظلم است ، از آنرو كه به ديگر مظالم حتّى ظلم سياسى مىانجامد . پس كسانى كه مردمان را به تحمّل تجاوز اقتصادى و ظلم مالى تشجيع مىكنند ، و به نام موعظهء دينى و پرداختن به آخرت ، و اينكه دنيا فانى است ، و اينكه محتكر و ستمگر را خداى متعال در آخرت كيفر خواهد داد ، فرودستان را به تحمّل ستمهاى معيشتى وامىدارند - اگر اغراض و منافعى در كارشان نباشد - از درك روح اسلام دورند . و اين گونه فكر و جهتگيرى - خواه از غفلت باشد يا از تغافل - مفاسدى بزرگ دارد كه به برخى از آنها در اينجا اشاره مىكنيم :
( 1 ) - اين طرز تفكَّر به گسترش يافتن دامنهء ستم اقتصادى منجر مىشود ، چون طاغوت اقتصادى همين كه ببيند كه مردمان - به جاى دعوت شدن به مبارزهء با وى - به شكيبايى نشان دادن در برابر ستمگريهاى او دعوت مىشوند ، بر ادامه دادن به گمراهى و تجاوز كارى خود تشجيع مىشود ، و مستكبرانه بر اين كار زشت خود اصرار مىورزد - چنان كه تجربه گواه آن است .
هامش
« 1 » . « المبسوط » ( شيخ طوسى ) 6 / 286 ( چاپ تهران ) ؛ « شرائع الاسلام » ( محقّق حلَّى ) / 238 ( چاپ 1311 ه . ق ) ؛ قواعد علَّامه 2 / 16 ( چاپ 1329 ه . ق ) ؛ « مستند الشّيعة » ( ملَّا محمّد مهدى نراقى ) 2 / 397 ( چاپ 1371 ه . ق ) ؛ « وسيلة النجاة » ( سيّد ابو الحسن اصفهانى ) 2 / 189 .