صنعت لغز از اشعار اوست :
اى نهاده در ميان فرق جان خويشتن * جسم ما زنده به جان و جان تو « 1 » زنده به تن
گرنهاى كوكب چرا پيدا نگردى جز به شب * ور نه اى عاشق چرا گريى همه بر خويشتن
مسعود سعد سلمان جرجانى
معاصر منوچهرى بود « 2 » و اين رباعى متضمّن سه قافيه از اوست :
لرزان ز بلا چو برگ داند يارم * وانگاه همه به ترك خواند كارم
اشكى كه همه تگرگ بارد بارم * عمرى كه همه به مرگ ماند دارم
محمّد غزالى
حجة الاسلام زين الدّين محمّد غزالى ، در اوايل حال بعد تحصيل علوم از پيش نظام الملك تدريس مدرسهء نظاميهء بغداد داشت . بعد مدّتى همه چيز را ترك كرده طريق زهد و انقطاع گزيد و به شرف زيارت بيت اللّه رسيد و مدّتى سياحت كرده در وطن آمده كتب مفيد مثل احياء العلوم و جواهر القرآن و كيمياى سعادت و غيرهم تصنيف كرد . ناگه در چهارم جمادى الآخر در سنهء پانصد و پنج به جوار رحمت حق پيوست . « 3 » منه :
شب رفت و حديث من به پايان نرسيد * روز آمد و كار من به سامان نرسيد
جان من و صد هزار جانان دگر * در داد فراقت و به درمان نرسيد
مختارى غزنوى
عثمان مختارى غزنوى ، از اقران حكيم سنايى است ، بلكه حكيم سنايى را از مستفيدان او
هامش
( 1 ) . متن : جان ما . از دهخدا تصحيح شد .
( 2 ) . دهخدا : شاعر تواناى زبان فارسى در قرن پنجم و ششم هجرى است . خانوادهء او از همدان و مولد و منشأ او لاهور بوده كه بعضى تذكرهها به اشتباه جرجان يا همدان يا غزنه نوشتهاند . ديوان وى مشتمل بر مدح پنج نفر از سلاطين غزنوى است . او در اوايل جوانى از ملازمان سيف الدّوله محمود بود . پس معلوم مىشود كه ابتداى ظهور و ترقّى او در حدود سال 470 بوده و تا اوايل سلطنت بهرام شاه زيسته است . ولادتش ما بين سالهاى 438 تا 440 بوده و وفاتش به اصح اقوال ، سال 515 است . او سالهاى زيادى از جوانى خود را در حبس گذراند و اواخر عمر را در عزلت بسر برد تا در حدود سن هشتاد سالگى درگذشت . نخستين كسى كه ديوان وى را جمعآورى كرد سنايى غزنوى بود كه بعضى اشعار شعراى ديگر را نيز سهوا در ضمن آن درج نمود .
( 3 ) . رياض العارفين 209 : كنيت و نام آن جناب ابو حامد محمّد و لقبش حجة الاسلام است . وى برادر مهتر شيخ احمد غزالى است .
به قول ابن خلكان از قراى طوس است و به خدمت شيخ ابو على فارمدى نيز رسيده بود . گويند عدد رسالاتش به 999 رسيده . 54 سال عمر يافت و در سنهء 515 به جنّت شتافت . از اوست :خاك درِ كس مشو كه گردت خوانند * گر خود همه آتشى كه سردت خوانند
تا تشنهترى به خلق محتاجترى * سير از همه شو تا سره مردت خواننددهخدا : به سال 450 در طوس متولّد شد . ابتدا در نيشابور نزد ابو المعالى جوينى به تحصيل علوم اشتغال ورزيد و در سال 480 به بغداد رفت و مدرّس نظاميه شد . پس از ده سال به موطن خود بازگشت و چندى در نظاميهء نيشابور تدريس كرد و سپس به طوس رفته در آنجا خانقاه و مدرسهاى ساخت و به عبادت و تدريس پرداخت تا در سال 505 درگذشت . از تأليفات مشهور اوست :
احياء العلوم ، لبّ الاحياء ، منهاج العابدين ، كيمياى سعادت و . . .