تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧

لطف اللّه بخارى

در همان عصر بود . « 1 » منه :
عيد است ، چرا كشتهء جانان نشود كس * صد حيف « 2 » كه عيد آمد و قربان نشود كس

لطف على خان

عموى على قلى خان واله تخلّص بود . « 3 » منه :
خانهء جانم ز غم كردى خراب * خوب كردى ، خانه‌ات آباد باد

لطيف اصفهانى

آقا لطيف اصفهانى است . در هندوستان اقامت دارد . « 4 » منه :
به عزم گريه نشستم به رهگذار كسى * كه بر رهش ننشيند دگر غبار كسى

لوحى اصفهانى

مدّاح خاندان نبوّت است . « 5 » منه :
اى دل ، فضايل اسد اللّه طاعت است * مدح علىّ و آل شنيدن عبادت است لوحى كسى كه مادح داماد مصطفى است * لوح دلش منير چو صبح سعادت است « 6 »
هامش
( 1 ) . دهخدا : متخلّص به لطف بوده . طبيعتش به لطيفه‌گويى مايل بود و شغل قضا و مدرّسى داشت . فهرست كتاب ، وى را از شاعران سدهء يازدهم معرّفى كرده است . ( 2 ) . دهخدا : حيف است . ( 3 ) . دهخدا : داغستانى و متخلّص به لطف بود . ( 4 ) . دهخدا : در عهد محمّد شاه به هندوستان رفت و در دهلى متوطّن شد . ( 5 ) . نصرآبادى 430 : قصايد بسيارى در حق ائمّهء معصومين ( ع ) دارد . فهرست كتاب ، سال وفاتش را 989 قيد كرده است . ( 6 ) . بقيهء ابيات اين غزل از نصرآبادى :بودن به ذكر حيدر كرّار يك نفس * حقّا كه در برابر صد ساله طاعت است مدّاح دوست باش اگر روز واپسين * از مرتضى عليت اميد شفاعت است هرجا كه مدح حيدر و آلش ادا كنند * آنجا مقام ساز اگر نيم ساعت است