باب الكاف
كسايى
مجد الدّين ابو اسحاق كسايى ، « 1 » مدّاح خاندان نبوّت و معاصر ابو الحسن رودكى است . « 2 » در مرثيهء سلطان محمود غزنوى گويد :
جنازهء تو ندانم كدام حادثه راست * كه ديدهها همه مصقول كرد و رخ مجروح
در آب ديده چو طوفان نوح شد همه مرد * جنازهء تو در اين آب همچو كشتى نوح
كمال الدّين اصفهانى
كمال الدّين زياد اصفهانى ، محمّد عوفى او را بسيار ستوده . « 3 » از اوست :
به جان و دل تو را باشم ، چه باشد گر مرا باشى * ز جان و دل جدا باشم چو از چشمم جدا باشى « 4 »
كيكاووس
امير كيكاووس از مجلسيان سلطان مودود نبيرهء سلطان محمود غزنوى است . « 5 » منه :
هامش
( 1 ) . ريحانة الادب 3 / 56 : مكنّى به ابو اسحاق يا ابو الحسن ، از افاضل قدماى شعراى ايرانى عهد سامانيان مىباشد . وى كه در اصل از اهالى مرو است به همين جهت به كسايى مروزى شهرت يافته است . عاقبت به مرام تصفيهء باطن منزوى شد و لباس ورع در بر كرد و به همين جهت به كسايى شهرت يافت . سال وفاتش به دست نيامد لكن بعد از ملاحظهء تاريخ ولادت او كه سال 341 نوشتهاند با در نظر گرفتن اينكه در كلمات بعضى از ارباب تراجم از معمّرينش شمرده و به طول عمرش موصوف داشتهاند توان گفت كه اواسط قرن پنجم را نيز دريافته است .
( 2 ) . با توجّه به سال وفات رودكى كه در 329 اتّفاق افتاده و سال ولادت كسايى 341 ، اين دو شاعر نمىتوانستهاند با يكديگر معاصر باشند . تاريخ ادبيات صفا 1 / 442 ، با توجّه به اشارات ناصر خسرو به پيرى و فرسودگى كسايى ، اواخر عمر او را با اوايل عمر ناصر خسرو يعنى سال 394 ، مصادف دانسته است .
( 3 ) . از جمله ستايشهاى عوفى در لباب الالباب 1 / 274 : . . . در سواد عراق مسوّدات اشعار او را فضلا بر اطباق احداق نبشتند و هنرمندان آفاق اوراق لطايف او را بر آماق نهند و . . .
( 4 ) . ابيات ديگر از رياض العارفين 385 :اين عرصه كه گفت خوشجهانى است * خاكش بر سر كه خاكدانى است
عاقل به خدا اگر گزيند * گردى كه فراز او دخانى است( 5 ) . روز روشن 687 : خلف قابوس شمس المعالى استرابادى بود . كتابى در علم اخلاق براى فرزند خود نگاشت .