تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠

فرد

سيّد اسد اللّه فرد تخلّص ، نوادهء حقيقى ميان شاه لدهاى بلگرامى است . منه :
شب كه آن ماه جهان‌افروز رخصت‌خواه شد * آه من تعظيم كرد و اشك من همراه شد

فقير

مير شمس الدّين فقير تخلّص ، از اكابرزاده‌هاى دهلى و از جانب پدر عبّاسى و از طرف مادر سيّد است . او مرتبهء سخنورى و زبان‌دانى را به جايى رسانيده كه اهل لسان از او حساب برمىداشتند و يك قصيده حاوى صنايع لفظى و معنوى به فصاحت و بلاغت تمام موزون كرده و مثنويات متعدّده دارد . عازم زيارت حرمين شريفين شده به مجرّد سوارى حجازش تباهى شده غرق آب شد . « 1 » هذا من ديوانه :
دلت شرك خفى دارد ، به عشقش چاره كن زاهد * به صرّافش بده تا بشكند اين قلب روكش را
*
چو نقش پا نتوانيم از زمين برخاست * نشست در ره او نقش ناتوانى ما
*
اسرار نبوّت از على پرس * اين شهر در دگر ندارد
*
كفر و دينم يكى شد آخر كار * سر سبحه به گردن زنّار باز در چشم ديدنش مشكل * راه نزديك طى شدن بسيار
*
ز ناله چند دهى خويش را به ياد كسى * دلا نمىرسد اينجا كسى به داد كسى

فغان

ميرزا شرف على فغان تخلّص ، كوكهء احمد شاه پادشاه است . منه :
به ما ببين چه‌قدر چشم تر مروّت كرد * چنان گريست كه ما را غريق رحمت كرد

فراق

ميرزا مرتضى قلى فراق تخلّص ، از تازه‌گويان اين عصر است . « 2 » منه :
هامش
( 1 ) . رياض العارفين 189 : تحصيل مراتب شاهجهان‌آباد كرده . در نظم و نثر تأليفات دارند و در عروض و قافيه رسالات پرداخته‌اند . ديوانش هفت هزار بيت مىشود . با على قلى خان لگزى معاصر بوده . ( 2 ) . روز روشن 612 : ميرزا مرتضى قلى بيگ اصفهانى خلف الصّدق اعتماد الدّوله وزير شاه عبّاس ثانى است . به هند رسيده رفيق