باب الطاء المهمله
طرطرى
حكيم طرطرى از قدماست . « 1 » وى راست :
هست گويى عارض آن ترك زيبا آفتاب * گر بود ممكن كه جا دارد به دنيا آفتاب « 2 »
طغرل سلجوقى
طغرل شاه سلجوقى ، پادشاه عالىجاه بود و در لب التّواريخ و غيره احوالش مسطور است . كتاب شيرين و خسرو را مولانا نظامى گنجوى به نامش ترتيب داده . منه :
ماييم در اين جهان خرامان و چمان * بخشيم و خوريم و ياد ناريم غمان
نه مال همىماندى و خان و نه مان * گر عمر نمىماند بگو هيچ ممان
طالعى
در عصر ميرزا بايسنغر بود . در تعريف امام موسى رضا عليه الثّنا گويد :
چيست اين مهر زراندودى كه بر سقف شماست * بهر فرش روضهء سلطان على موسى رضاست
طوطى ترشيزى
در همان عصر بود . « 3 » منه :
هامش
( 1 ) . مجمع الفصحا 1 / 327 : از حكما و بلغاى هندوستان است و تقى اوحدى نوشته كه در مجموع شش هفت قصيده از او ديدهام .
( 2 ) . ابيات ديگر از مجمع الفصحا :وصل او خواهد ز ايزد ، مهر او ورزد به جان * هركه را بايد رونده سرو گويا آفتاب
نيست با سيمين سرين و لالهگون رخسار سرو * نيست با زلف سياه و چشم شهلا آفتاب
دوش نزديك من آمد افتاب نيكوان * چون برون زد موكب از ميدان مينا آفتاب
در صفات آفتاب و آسمان ماندم عجب * چون برآمد ناگهان از روى دريا آفتاب( 3 ) . دولتشاه 348 : به روزگار دولت سلطان اعظم ابو القاسم بابر بهادر ظهور يافت . قصيده را متين مىگويد و به مدح سلطان مشار اليه قصايد غرّا دارد و در علم طب شروحى داشته . در حدود سنهء 867 ه . ق . طوطى روح مولانا طوطى به دار السّلطنهء هرات از