باب الخاء
خبّازى نيشابورى
استاد حكيم خبّازى نيشابورى ، محمّد عوفى او را در سلك شعراى آل سامانيه نگاشته . « 1 » منه :
مىبينى آن دو زلف كه بادش همى برد * گويى كه عاشق « 2 » است كه هيچش قرار نيست
خطير الدّين جرجانى
خطير الدّين جرجانى است . محمّد عوفى او را بسيار ستوده است . « 3 » منه :
اندر اين روزگار ناسامان « 4 » * هركجا ذى حيات در نظر است « 5 »
همچو روباه هست كشتهء دم * همچو طاووس مبتلاى پر است
خاقانى
افضل الدّين خاقانى ، او ابن على شروانى است و در غموضت معانى و اشتغال الفاظ مغلقه و اصطلاحات عجيب و نغمهء غريب وحيد العصر بود و در ملازمت خاقان شروانشاه به عالى پايگاه رسيد . روزى خاقانى به خدمتش اين بيت نوشت :
وشقى ده كه در برم گيرد * يا وشاقى كه در برش گيرم
خاقان گفت كه ترديد محمول بر قصور همّت ماست . چرا هردو را نطلبيدى ؟ « 6 » خاقانى مگسى را
هامش
( 1 ) . ريحانة الادب 2 / 120 : در نظم پارسى منفرد بود . از معاصرين رودكى و محمّد بن احمد دقيقى و شهيد بلخى و نظاير ايشان به شمار مىرود . وى به سال 342 ه . ق . درگذشت .
مجمع الفصحا 1 / 9 : از استادان زمان آل سامان ، در نظم سخن پارسى متفرد . به سال 342 درگذشت .
( 2 ) . ريحانة الادب : عاشقى . و بيت بعد چنين آمده :يا نه كه دست حاجب سالار لشكر است * كز دور مىنمايد كامروز بار نيست( 3 ) . مجمع الفصحا 1 / 199 : محمّد بن عبد الملك ، از فاضلان و سالكان طريقت بود . در خطّهء لاهور در علوم عقليه كتب نيكو نگاشت و گاهى نيز شعر مىگفت .
( 4 ) . متن : با سامان . از لباب الالباب 1 / 232 و مجمع الفصحا تصحيح شد .
( 5 ) . لباب الالباب :هركه با عاشقى است باهنر است .مجمع الفصحا :هركه او عاشق است پرهنر است .( 6 ) . متن : بطلبيدى . تصحيح شد .