من گدايم ، به عبادت نخرم باغ بهشت * به عطايى كه بها رفت چه منّت باشد ؟
*
هزار سال تنعّم كنى بدان نرسد * كه يك زمان به مراد كسيت « 1 » بايد بود
حارثى
شيخ الاسلام حارثى از اكمل اولياست . محمّد عوفى او را بسيار ستوده « 2 » و اين رباعى به نامش رقم نموده :
يا رب من تشنه جام خون چند كشم ؟ * بار ستم طاسنگون چند كشم ؟
از بهر دو لقمهاى « 3 » كه هم دادهء توست * اين « 4 » منّت هر ناكس دون چند كشم ؟
حسن غزنوى
حضرت حسن غزنوى ، خوارق عاداتش در لبّ لباب محمّد عوفى مسطور است و حالات كمالاتش بر السنه مذكور و او شرف طواف كعبهء شريف و مدينهء منيف دريافته و آنجا ترجيعبند در نعت گفته كه بند ترجيع او اين است :
سلّموا يا قوم ، بل صلّوا على صدر الامين * مصطفى ما جاء الّا رحمة للعالمين
در تاريخ گزيده است كه در صلهء آن به حكم حضور آن سرور به شرف خلعت ممتاز شده و در ولايت جوين در سنهء 565 در قصبهء آزاد داعى حق را لبّيك اجابت گفت . « 5 » منه :
يا رب ز تو آنچه من گدا مىخواهم * افزون ز هزار پادشا مىخواهم
هركس ز در تو حاجتى مىخواهد * من آمده [ ام ] از تو تو را مىخواهم
حميد الدّين
حضرت حميد الدّين ابو احمد از اعاظم خلفاى حضرت خواجهء بزرگ است . روزى خواجه را
هامش
( 1 ) . متن : كسى است . تصحيح شد .
( 2 ) . لباب الالباب 1 / 209 : مدّتى در خوارزم بوده و من ( محمّد عوفى ) سعادت خدمت او در آنجا يافتم و از او اجازت حديث ستدم . از اوست :حالى بارى بر آتشم ، تا چه شود * خاكى است هميشه مفرشم ، تا چه شود
بر ناخوشى دهر خوشم ، تا چه شود * تو مىكش و من همىكشم ، تا چه شودرياض العارفين 185 : حارثى مروزى ، مدّتها در مرو و بلخ شيخ الاسلام و مدّاح اهل بيت رسالت ( ع ) بود . قصايد بسيار به زبان عربى در مدايح آن بزرگواران منظوم كرده ، غالب اشعارش بدان زبان است .
( 3 ) . لباب الالباب 1 / 209 : دو لقمه نان .
( 4 ) . لباب الالباب : من .
( 5 ) . دهخدا : حسن بن محمّد حسينى معروف به اشرف و ذو الشّهادتين و مفخر اللّسانين ، عوفى در لباب الالباب او را با حسن غزنوى جمال الدّين اشتباه كرده پدرش را ناصر علوى خوانده و اين غلط به تاريخ گزيده و تذكرهها هم سرايت كرده است . تاريخ مرگ وى را تا سال 565 نوشتهاند ، ولى گفتهء ابو الحسن بيهقى در لباب الانساب كه سال 548 ذكر كرده درستتر مىباشد . ديوان وى به نام امير محمود در ميان سالهاى 552 تا 557 جمع شده است .