جعفر بيگ
از بنى اعمام اعتماد الدّوله حاتم بيگ بود . « 1 » منه :
به ذوق گريهء بلبل به سير باغ شدم * صداى خندهء گل شد بلند ، داغ شدم
جعفر قزوينى
ميرزا جعفر قزوينى ، در زمان شاه سليمان صفوى وزارت لاهيجان داشت . خوشگوست . « 2 » از اوست :
عالم همه پر ز معنى بكر من است * تسبيح ملك زمزمهء ذكر من « 3 » است
از بهر چه انديشهء بهبود « 4 » كنم * در فكر من است آنچه در فكر من است
جناب
ميرزا ابو طالب جناب تخلّص ، از نجباى ايران ، سخنور نيكوبيان است . در سنهء 1125 فوت شد . « 5 »
نه به وصل بار دارد ، « 6 » نه به هجر تاب دارد * چه كنم چنين دلى را كه مرا خراب دارد
*
اسير و بىنوايم ، بىكسم ، زارم ، گرفتارم * به خون غلتيدهء اشكم ، ز چشم افتادهء يارم
جناب
ميرزا فتح اللّه جناب تخلّص ، به خدمت سامانى نوّاب تقرّب خان شيرازى ، ديوان خالصهء
هامش
( 1 ) . روز روشن 168 : ابن بهزاد بيگ لاهيجى در عهد شاه عبّاس ماضى وزير لاهيجان بود . از اوست :بارى هوس فراغتى مىكردى * گر بخت نيازمودهاى مىبودتابيات ديگر از نصرآبادى 51 :قدر نعمت مىشناسم ، خدمت رز مىكنم * خويش را در پيش ميخواران معزّز مىكنم
راهرو را باك از پست و بلند راه نيست * آسمان پيمودهام ، اكنون زمين گز مىكنم( 2 ) . روز روشن 170 : از متصدّيان بارگاه سلاطين صفويّه و غير ميرزا قوام الدّين جعفر قزوينى است . از اوست :آنكه در پهلوى ما يافته جا شمشير است * آنكه دم مىزند از جوهر ما شمشير استنصرآبادى 73 : خلف مرحوم ابو القاسم بيگ ، ايشان هم با عالى جاه غفران دستگاه ميرزا حاتم بيگ بنى عمّند . او در فن انشاء و حسن خط محضر مسلّمى گرفته ، مدّتى وزير قزوين بود . از اوست :گر سير نشد صاحب خرمن ز تمنّى * ما سير به يك دانه از اين گندم خشكيم( 3 ) . متن : فكر من . تصحيح شد .
( 4 ) . ظاهرا « بيهوده » درست است .
( 5 ) . ريحانة الادب 1 / 430 : پسر ميرزا نصير ، از شعراى شيرينگفتار اصفهان و از خطّاطين عالىمقدار مىباشد . در عهد سلطان حسين صفوى سرخطنويس ديوان اعلى بود . بالخصوص خط شكسته را خوب و زيبا مىنوشت . در سال 1105 هجرت درگذشت .
( 6 ) . همان : وصل يار طاقت . و بيت آخر اين غزل در آنجا چنين آمده :خبر از جناب دارى كه ز دورى تو شبها * نه به دل قرار و طاقت ، نه به ديده خواب دارد