تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠

جيشى

عبد الرّحيم جيشى به جيم تازى و شين معجمه از شاگردان استاد صامت است . منه :
كسى كه دل ز تو گيرد كجا نگه دارد ؟ * من و دل از تو گرفتن ، خدا نگه دارد

جويا

ميرزا داراب بيگ جويا تخلّص ، ساكن كشمير ، اصلش از ايران است . يكى از آبايش در كشمير توطّن‌گير شد . ملّا ساطع و قبول هردو شاگرد اويند . « 1 » هذا من ديوانه :
الهى ره نما سوى خود ، اين بىهوش و غافل را * ز دردت جامه زيب داغ چون طاووس كن دل را
*
تيغ صاحب‌جگران ، دست كشيدن ز جهان * چشم بستن ز دو عالم سپر مردان است
*
اى كه مىپرسى ز احوال دل جويا ، مپرس * دردمند عاشقى ، بىچارهء غم پيشه‌اى است
*
به رنگ شمع بگدازد ز سوز سينه‌ام تيرش * چو موج باده گردد آب ، خون‌آلوده شمشيرش
*
بس‌كه صاف و نرم باشد سربه‌سر اعضاى او * همچو كفش افتد برون رنگ حنا از پاى او

جرأت

نجف قلى جرأت تخلّص ، صاحب طبع رساست . وى راست :
انجم افروز شب از نالهء جانكاه من است * آسمان كاغذ آتش زده از آه من است

جاويد

درويش جاويد ، مرد كم‌حرف بود . تقى اوحدى با او در سنهء 1020 ملاقات نمود . « 2 » منه :
ربع مسكون گوشه‌اى از كشورش * خلق عالم نيم مرد از لشكرش
هامش
( 1 ) . دانشمندان آذربايجان 101 : اصلش از تبريز بوده ولى او و برادرش كامران بيگ متخلّص به گويا و ميرزا فتح على متخلّص به تسكين ، هر سه در كشمير تولّد يافته و با سالك قزوينى و طالب كليم معاصر بوده‌اند . غلام على آزاد گفته : طالع و عبد العزيز قبول و ملّا ساطع و غير آن‌ها از خوش‌فكران كشمير همه از تلامذه ميرزا جويا هستند . ميرزا جويا در عهد عالمگير پادشاه وفات يافته . كلمهء « سخن‌پرور » ( 1118 ) تاريخ وفات اوست . ديوانش قريب به هفت هزار بيت مشتمل بر ديباچه نثر و قصايد و غزليات و رباعيات كشمير مىباشد و ديگر مقدّمه و ديباچه‌اى بر سفينهء اشعار واجب الحفظ ميرزا صائب و مرقّعات ميرزا هدايت اللّه خان نوشته و برخى رقعات دوستانه و خطبهء نوروز نيز دارد . ( 2 ) . روز روشن 165 : ولى خانى كه به درويش جاويد شهرت داشت و اصلاح سخن از ميرزا ابراهيم همدانى برمىداشت ، در ملك هند شهر گجرات را بپسنديد و همان‌جا آزاد مىگرديد . از اوست :در قالب هر لفظى گنجايش معنى كو * تا با كه توان گفتن من با كه سرى دارم كيفيّت درويشى در عشق بود جاويد * جاويدم و جاويدان با عشق سرى دارم