ز بس كه طاعت آلودهء گناه كنم * به سجده همچو نگين نامه را سياه كنم
ثابت
مير محمّد افضل ثابت تخلّص ، به پايهء استادى مسلّم الثّبوت بوده . برادرزادهء نوّاب همّت خان ميربخشى سركار پادشاه خلد مكان است و به آب باريك قناعت سيراب بوده به سوى دنياى سراب رو نياورده ، زيست مجرّدانه داشت و با حكيم الملك شهرت تخلّص و غير [ هم ] همطرح بود و همهكس از او حساب برمىداشتند . هذا من ديوانه :
طوفان بلا بس كه گرفته است جهان را * يك نيزه ز سر آب گذشته است سنان را
*
ثابت از بىكسى خويش چرا شكوه كنم * كرده تسليم به من عالم تنهايى را
تكيه بر سرو زدى چون به گلستان رفتى * قامتت كرده دو بالا مى رعنايى را
*
چه كنم ، آه اى خدا ، چه كنم * با چنين شوخ بىوفا چه كنم
شفقى جامه آفتابم سوخت * آسمانى است اين بلا ، چه كنم
*
قسم به مصحف گل ، عندليب باغ توام * به مرگ شمع ، كه پروانهء چراغ توام
*
آوارهام در اين دشت ، اى كاش ره نمايد « 1 » * يا گرد كاروانى ، يا نالهء درايى
*
شاهى كه ابو تراب شد كنيت او * مسجود ملك بود درِ دولت او
منظور خدا كشيدن رويش بود * آدم را كرد گردهء صورت او
*
بر اوج سپهر كبريا ماه حسين * در مملكت قدس شهنشاه حسين
برخاست كمربسته پى دعوى حق * انگشت شهادت يد اللّه حسين
ثبات
محمّد عظيم ثبات تخلّص ، خلف الصّدق مير محمّد افضل مذكور است . آزاد وضع و سادهمزاج بود و عبور و حضور بر كلام اساتذه داشت ، چنانچه از نوشتن او اشعار استادان به مقابلهء اشعار شيخ محمّد على حزين ظاهر باهر است و اكثر از آنها در تذكرهء على قلى خان داغستانى مسطور
هامش
( 1 ) . متن : نماند . تصحيح شد .