تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧

باب الثاء

ثورى بخارى

ملّا على گاو ثورى تخلّص ، بخارى است و در هرات نشو و نما يافته . در سنهء نهصد و يك فوت شد . استاد خوبگوست . « 1 » از اوست :
تا كى به من اى يار ، جفا « 2 » خواهى كرد ؟ * با غير به رغم من وفا خواهى كرد ؟ اينك من بىچاره ز كويت رفتم * بينم كه دگر كه را جفا « 3 » خواهى كرد ؟

ثنايى

خواجه حسين ثنايى تخلّص ، ولد غياث الدّين على ، معنىپرور ، صاحب طبع مستقيم و تربيت يافتهء جاهى تخلّص ميرزا ابراهيم است . در هندوستان آمده با فيضى و عرفى مشاعره داشت و توجّه خاطر به اغلاق معانى مىگماشت . خوبگوست . « 4 » اين چند شعر از اوست :
روزى كه وقف روى تو كردم نظاره را * ديدم به دامن اين جگر پاره‌پاره را
*
اى رهزن عقل و دين ، به ناز آمدنت * خورشيد خجل ز بس به ساز آمدنت
هامش
( 1 ) . روز روشن 161 : ملّا على از مردم هرات بود و ظرفا او را ملّا على گاو مىگفتند . ( 2 ) . روز روشن : تا كى به من آزار و جفا . ( 3 ) . روز روشن : دگر جفا كه را . ( 4 ) . تذكرهء ميخانه 198 ، به نقل از مآثر رحيمى 3 / 355 ، نام پدر وى را غياث الدّين محمّد نقل مىكند و مىگويد : وى مدّاح و از نزديكان ميرزا ابراهيم بود . پس از فوت مخدوم ، قصيده‌اى ساخته براى تهنيت بر تخت نشستن شاه اسماعيل ثانى فرستاده ولى به جهت اين‌كه نامى از شاه نبرده مورد پسند واقع نشد . اين ابيات از آن قصيده است :بر تخت جم سكندر گيتىستان نشست * يوسف ز چه برآمد و بر آسمان نشست شاها اگر ز اختر بدمهر مدّتى * در سنگ خاره ذات تو فولادسان نشست ، با اين سپهر مصلحتى داشت ، زان كه تيغ * برّنده‌تر شود چو به سنگ فسان نشستپس از اين واقعه ، خواجه حسين راهى هندوستان شد . در آنجا به خدمت جلال الدّين اكبر شاه رسيده و تا پايان عمر يعنى سال 995 ه . ق . در آن ديار و در شهر لاهور بسر برد . او را در لاهور به خاك سپردند و بعد از مدّتى استخوان‌هاى وى را به آستانهء امام رضا ( ع ) منتقل كردند . دهخدا : او به زمان اكبر شاه به هندوستان مهاجرت كرد و در سال 1196 درگذشت . او را به فارسى ديوانى است .