آرزوست . « 1 » از اوست :
سزاى توست زليخا كه روز بد ديدى * قيامت است پسر از پدر جدا كردن
تجريد
مير حيدر تجريد تخلّص ، از سادات جندى بندر است . در دهلى مدّتى گذرانيده و با خان آرزو مربوط بود . در ملك دكن رفته فوت شد . « 2 » منه :
نوبهار است چو گل نشو و نما را درياب * چاك كن پيرهن خويش و هوا را درياب
*
لاله بىداغ رويد از خاكم * عشق در بند خودنمايى نيست
*
جام مى گر نمىزند تجريد * نارسايى است ، پارسايى نيست
تحسين
تحسين خان تحسين تخلّص از مردم اهل خط بود و در نظم و نثر يد طولى داشت . پيش از اين چندسال رحيل دار بقا شد . « 3 » منه :
شد به وقت شهادتم معلوم * زندگى هم به كار مىآيد
*
اى بخت ، به كربلا وطن مىخواهم * آغشته به خاك و خون كفن مىخواهم
از بهر نثار تربت پاك حسين * يك جان دگر قرض حسن مىخواهم
تابع
اسد اللّه تابع تخلّص تتهاى ، در اين ولا در سورت دكن اقامت دارد . منه :
راه سفر وصل تو تا سر شود اى دوست * پيش از قدمم در ره شوقت سرم افتاد
هامش
( 1 ) . روز روشن 145 : اصلش از ملتان است . يكى از اجدادش در لاهور توطّن گزيده و خودش پايان عمر در كوهستان پنجاب منزوى گرديد و اين همان تجرّد است كه در نشتر عشق نامش شيخ محمّد على مرقوم گرديده . از اوست :اى زليخا تا توانى طالب ديدار باش * عاشق فرزند پيغمبر شدى ، هشيار باش*دم نزع بود چشمم كه نظر كنى ، نكردى * به سرم چو شمع بالين مژه تر كنى ، نكردىدهخدا : از شاگردان شيخ خير اللّه فداگجراتى و همزمان نور العين واقف بود . به سال 1179 درگذشت .
( 2 ) . دهخدا : از شعراى متأخّر هند است . ابتدا در خدمت قمر الدّين اعتماد الدّوله بود . سپس به بنگاله رفت و در سال 1150 درگذشت .
( 3 ) . دهخدا : مير عطا حسين خان مرصّع رقم ، خلف مير محمّد باقر خان شوق ، از سادات رضويهء هند بود . به سال 1200 درگذشت .