تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
كس چه منّت كشد از جام جهان‌بين در دهر * از كف خويش تواند چو دم آبى خورد « 1 »

آگاه بخارى

ميرزا آگاه از شعراست و در بخارا مىبود . « 2 » منه :
ما محبّت‌پيشگان را چون نگه در كوى دوست * آمد و رفتى كه بُد « 3 » اكثر ز راه ديده بود

افگار سمرقندى

ملّا افگار سمرقندى است . « 4 » منه :
از زرد كرده روى به پيوند خويشتن * چون نى مباش « 5 » اين همه در بند خويشتن « 6 »
*
تلخ است بس كه كام من از زهر « 7 » روزگار * خون مىخورم چو گل ز شكرخند انگبين « 8 »

الفتى

برادر على نقى كمره‌اى در همان عصر بود . منه :
بود هر خم مى كه خشتيش هست * حكيمى ز حكمت كتابى به دست مى كهنه و نو سخنگو به هم * يكى از حدوث و يكى از قدم « 9 »

افغان

محمّد سليم خان افغان تخلّص ، نبيرهء خانجهان خان لودى و ملازم اورنگ زيب پادشاه بود . منه :
هرچه خواهى باش ليكن « 10 » با صفاى سينه باش * گر خدا ناخواسته آهن شوى آيينه باش
هامش
( 1 ) . در نصرآبادى ، اين بيت به همراه بيت مطلع غزل به اين صورت آمده :در خمار هوس روى تو گل آب خورد * غنچه از رشك لب لعل تو خوناب خورد كس چه منّت كشد از جام جهان‌بين در دهر * از كف خويش تواند كه دمى آب خورد( 2 ) . نصرآبادى 442 : ملّا ندر آگاه تخلّص نسفى ، از طلّاب علوم است . فرهنگ سخنوران : از شعراى قرن يازدهم هجرى است . ( 3 ) . متن : كه آمد . از نصرآبادى تصحيح شد . ( 4 ) . فرهنگ سخنوران : از شعراى قرن يازدهم هجرى است . ( 5 ) . متن : مبادش . از نصرآبادى 441 تصحيح شد . ( 6 ) . متن : خواستن . از نصرآبادى تصحيح شد . ( 7 ) . نصرآبادى : از شهد . ( 8 ) . نصرآبادى : شكرخند روزگار . و بيتى ديگر از اين شاعر آورده است :پروانه كند از پر خود پردهء فانوس * گستاخ مبادا كه رسد دود چراغش( 9 ) . بيتى ديگر از روز روشن 77 :آنم كه گر بسوزى خاكسترم نبينى * از من اگر غبارى نبود عجب نباشد( 10 ) . روز روشن 67 : اما . و دو مصرع را مقدّم و مؤخر آورده است .