زن . و اگر در ميان خمير پخته گردانند و مرد بخورد ، قوّت مجامعت زيادت گرداند . ( ) كعب راست او را بر نيزه آويزند و با خداوند نيزه كسان بسيار جنگ كنند ، آن نيزهها بر خداوند نيزه نرسد مادام كه كعب آويخته باشد .
( ) او را بر ران مردى آويزند با ريسمان پشم كه قولنج دارد ساكن شود . ( ) كه در سرگين او باشد به كارد بتراشند و بر زخمها كنند ، خون باز دارد . ه . [ 20 پ ]
اندر آفرينش كفتار
كفتار را گويند سالى نر باشد و سالى ماده ، و سبب آن است كه در زير دنبالش خطّى باشد كه به اندام نرى و مادهاى رسيده باشد ، پس شكافته شود . و موافق خرگوش است و مخالف تمامت حيوانات . و از عجايب خاصيّت او آن است كه سگ بر بالايى ايستاده باشد در مهتاب ، و سايهء سگ بر زمين ، كفتار در زير سايهء سگ رود چنانك سايه بر سايه مستغرق باشد . سگ خويش را از بالا دراندازد ، و كفتار بخوردش ، و چون افزون خورده باشد دهان باز كند تا مگس اندر او رود . پس دهان به هم نهد و بخورد . و از حريصى گور بشكافد و مرده بيرون آرد و بخورد .
و از منافع او ، ( ) سر او را در برج كبوتران نهند ، بسيار شود .
چشم راست او را هفت روز در سركه گذارند بعد [ 21 ر ] از آن در نگين انگشترى نهند و مرد با خود دارد ، ضررى تمام باشد جهت جادوى و چشم بد را . دست راست او را زير پاى زنى نهند كه به دشخوارى بچه