صورت گرگ
گرگ چون قوّت دارد تنها رود ، و چون لاغر شود ، بسيارى به هم جمع شوند از آنك از هم ايمنى ندارند ، و سخت تيز شوند . و بويها را نيك نشنود ؛ و از طبيعت او است كه برگ عنصل بر او پوشانند ، در حال بميرد ، و بر گرسنگى صبر ندارد ؛
و چون بخسبند روى در روى كنند مانند دايره گرد ، و درهم نگرند .
اگر يكى پشت [ 19 پ ] برگرداند از ديگرى آسيب بينند ؛ و ماده ريمنتر و جويندهتر و دليرتر باشد . و چون جايگاه گوسفند بر او پوشيده ، و نداند كه بر كدام جانب روى بايد نهاد ، بانگى چند بزند تا سگ شبان بانگ او بشنود . به بانگ سگ برود . چون سگ نزديكى او رود روى بگرداند ، و از جانبى ديگر بانگ كند تا سگ باز به جانب او رود . روى برگرداند و از راهى ديگر در رمه افتد و گوسفند بگيرد .
خاصيّت گرگ
سر گرگ در برج كبوتران بياويزند ، گربه و دله و راسو و مانند آن كبوتران را زيان نرسانند . ذراع او را به آب سذاب و روغن زيت بر اندام مالند نافع باشد علّت ظاهر و لرزهء اندام را ، و علّت باطنى كه ظاهر شود از سردى . و چون با عسل پخته گردانند و به آب گرم در حمّام بخورند ، درد شش را نافع باشد . چشم راست گرگ مردى با خود دارد حرزى نافع باشد از چشم بد و جادوى .
گوشت او را بكوبند در هاونى پخته گردانند ، به آب كرفس و عسل