چشم خويش بمالند . مردم از او باز شكوهند ، و چون با شير بكوبند و در دست مالند ، هيچ حيوان به آن كس مضرّت نرساند ( ) او را بر روى و تن بمالند . هيچ دد و دام پيرامن آنكس نگردد ، و اگر در جايگاهى كه چهارپايان آب خورند بنهند از آنجا آب نخورند . و چون در روى مالند كلف را بركند و قوّت جماع بيفزايد چون بخورند ، و دنبل سخت را نرم گرداند چون بر او مالند . و داء ثعلب را موى برآورد و چون گداخته در ( ) نهاى سخت [ 12 ر ] و رگهاى خشك شده مالند نيك شود .
دماغ شير با روغن ياسمن سپيد گداخته گردانند و در گوشى چكانند كه گران باشد نيك شود ، و چون با روغن كهن شيرج گداخته گردانند و در تن كسى مالند كه فالج دارد يا رعشه ، نيك شود . ( ) نافع است از بهر وسواس سوداوى ، چون گداخته گردانند با روغن عنصل و روغن گل ، و تن و سر بدان بمالند ، و اگر يك مثقال يا نيم مثقال طباشير به آب فرفين سرد بخورند وسواس سوداوى را نافع باشد ؛ و چون يك قيراط با روغن بنفشه در بينى چكانند سوداوى را سود دارد . ( ) او گرم است زود هضم نشود ، تولّد خلطهاى بد كند ، و در باه افزايد و فالج را نافع باشد ؛ و چون گوشت و پيه و جگر او بكوبند و به آب جرجير بخورند گرم كرده ، پخته گردانيده و طرح كنند ، بر او انگبين و فلفل و سنبل يك مثقال درد جگر را نافع باشد . و چون گوشت او را تنك باز كنند و گشنيج بر او فشانند تا خشك شود ، آنگاه بكوبند و در سير آغارند ، سه روز سه بار به خداوند بواسير دهند از او بيفتد .
( ) با انگبين به خداوند يرقان دهند نيك شود ؛ و اگر بخورند به آب بزرقطوناى تر با لعاب نافعتر باشد . و چون با عسل بياميزند و بر
منافع حيوان ( فارسى ) — صفحة 63
مساهمون: محمد روشن
ص٦٣