اندر آفرينش شير - صورت شير
شير از همه ددان بنيروتر و قويتر است ، و از هيچ حيوان نينديشد ، و تنها رود و با هيچ جانور همراهى نكند ؛ و از بزرگ منشى كه باشد ، چون شكارى كند آن قدر كه سير شود بخورد و باقى بگذارد ، و باز به دو نگردد . و كودك و زن را نشكرد . و در شب چون روشنايى آتش بيند روى بدانجا نهد ، و از دور بدان مىنگرد ؛ و چون آواز خوش و نغمهء مردم شنود بيارامد ؛ و چون بوى صيّاد شنود اثر پى خويش به سر دنبال محو گرداند تا راه در پى او نبرد . و استخوان گردن و پشتش به يك تار است . وزين است كه گردن نتواند پيچيد ؛ و استخوانش مغز ندارد ، و اگر برهم سايند و برهم زنند آتش از او بيرون آيد مانند سنگ آتش .
و در آب سست باشد چنانكه كودكى بر او نشيند و هرجا كه خواهد ببرد . شير آب اندك خورد ، و باشد كه به دو روز و سه روز يك بار به آب آيد . و سرگين همچنين به دو سه روز يك بار فگند و خشك باشد چنانك ترى در او نبينند . و چون شكار بسيار كند ، بعد از آن طلب نمك كند ، باشد [ 11 ر ] كه راه دو سه روزه پيش گيرد تا لختى نمك يابد تا بخورد ؛ و پارههاى گوشت بزرگ به يك بار فرو برد و بنه خايد ؛ و اگر