گوشت او با عسل پخته گردانند زحير را نافع باشد . او ( ) سود دارد ريشهاى مثانه را ؛ و اگر اين حيوان را با صدف پخته گردانند و بعد از آن بسوزانند و خاكستر او بر روى طلى جلا دهد و روشن گرداند روى را ؛ و اگر صدفى كه مرواريد در او رسيده باشد بسوزانند و خاكستر آن بر خنازير نهند نيك گرداند ، و اگر در چشم كشند جلا دهد و اشك را خشك گرداند ، و سپيدى كه در چشم باشد بركند .
و گوشت صدف با عسل بكوبند و بر زخم سگ ديوانه نهند سود دارد ؛ و اگر صدف را بسوزانند و خاكستر آن با قطران آميخته گردانند ، و مويى كه در چشم باشد بركنند و بر جاى آن طلى كنند ديگر موى برنيايد ؛ و اگر پخته گردانند با سرگين گاو و طلى كنند بر استسقا نافع باشد ؛ و اگر صدف را پخته گردانند با روغن و نمك ، و بخورند نافع باشد زهرها را و زخم هوام را سود دارد آماسهاى قديم را و ريشهاى بد را .
و اگر صدف نهرى را بگيرند و آنچ در شكم او است با روغن گاو بكوبند و بر پشت زنى طلى كنند كه آبستنى از او افتاده باشد آبستن گردد . و اگر صدف سوخته را خرد بكوبند و در بينى كسى دمند كه رعاف دارد ، بازبندد ؛ و اگر با زفت بياميزند و بر داء ثعلب نهند ، موى نيك برآرد . هى .
و اگر صدف را خرد كنند و با پيه مرغابى آميخته گردانند و بر پستان زنى طلى كنند كه شير در او سخت شده باشد ، [ 81 ر ] متحلّل گرداند . و صدف نهرى را پخته گردانند و مرق آن بخورند ، زخم عقرب و مارها را نافع باشد . ( ) سوخته گردانند و دندان بدان بمالند ، روشن گرداند و سپيد . و اگر در دهان گيرند خشك گرداند آب دهان را ،
منافع حيوان ( فارسى ) — صفحة 175
مساهمون: محمد روشن
ص١٧٥