كلنگ در چشم كشند ، روشنايى بيفزايد . پيه او با عسل در چشم كشند روشنايى بيفزايد .
چلكا نوعى است كه به ماهى ماند ، و اندر ميان ريگ باشد . نماز شام به طلب علف بيرون آيد . صيّاد چون خواهد كه او را بگيرد ، به ريگ فرو شود . و دهى هست به جزيرهء اسدى از اعمال خوزستان ، آن را اندان خوانند ، از اين جنس بسيار باشد . چون بگيرند از او خون آيد .
نمك در شكمش كنند و به شهرها برند ، و زنان بخورند فربه گردند . هى .
القول فى انواع الصدف و خواصّه و منافعه
نوعهاى بسيار است و مزاج و فعل صدفها باهم ديگر نزديك ، و در ايشان خواصّ عجب هست از فعل طبايع و تركيب آن ، و صدف مرواريد متولّد شود در بحر محيط كه پيرامون عالم درآمده است . و در فصول سال كه دريا به جوش درآيد و باد جنوب وزد ، صدف از قعر بر بالا آيد و دهان باز كند . چون قطرههاى باران در دهان او رود ، باز به قعر فرورود .
و غوّاصان در وقتى كه مخصوص فروروند و صدف را بيرون آرند ، اگر زود برآرند مرواريد خام باشد [ 80 پ ] زود خراب شود و به كارى نيايد ؛ و اگر بگذارند تا از موسم درگذرد سخت گردد و زرد شود ، به كارى نيايد . ( ) نافع بود خفقان را و قرعى كه از مزهء سودا خيزد . و خاصيّت مرواريدى كه سوراخ نكرده باشند سود دارد چون در چشم كشند اشك را و عصبها را .
و اگر آن حيوان كه مرواريد از او متولّد مىشود با صدف پخته گردانند و مرق او كسى بخورد كه داروهاى زهرناك بخورده باشد ، سود دارد ؛ و اگر