ديوارها كند ، و خايه و بچهء او مانند مگس انگبين باشد . قوت خود را آنقدر بنهد كه وقت را بسنده باشد . و چون زمستان شود و سرما در پيوندد در سوراخ شود پوشيده تا باد و باران و سرما به دو نرسد ؛ تا چون زمستان بگذرد و هوا معتدل شود درافتد و خانه بنهد و بچه آرد ؛ و زنبور را در روغن فگنند بميرد . چون سركه بر او ريزند در حركت آيد .
زنبور كه هنوز پر برنياورده باشد در روغن زيت اندازند و با سذاب و آب گرم بخورند ، قوّت مجامعت بيفزايد . و اللّه اعلم .
القول فى النحل العسل و خواصّه و منافعه
منج انگبين همه ماده باشند ، و نر كار نداند كردن و تباه كند ، بدين سبب از ميانه بيرون كنند ؛ و پادشاهى باشد ايشان را كه همه در حكم او باشند ، و لشكر و حاجب و پاسبان و رعّيت دارد ، و خايه دو وقت « 1 » كند يكى در بهاران و دوم در پاييز ؛ و انگبينى كه در بهاران كند بهتر باشد . و انگبين هر آنچ برتر آيد تنك و ضعيفتر است ، و آنچ دور تر نشيند قوىتر و پاكيزهتر است .
و بامداد پگاه كار بربخشند . بعضى خانه [ 82 ر ] سازند از موم ، و گروهى انگبين كنند ، و گروهى بنا نهند و گروهى آب آرند و در سوراخها ريزند تا انگبين بپالايد . و خانه مسدّس راست نهند بر قدر يكديگر ، و آن است كه مگس به اندازهء خويش كند ، و موم از برگ درخت سازد ، و انگبين از شكوفه .
هامش
( 1 ) . جاى يك دو كلمه سفيد مانده ، نقطههاى « وقت » راهنمونى براى قراءت افتادگى است .