- نوّر مشهده - با منجّمان عطاردفطنت نظر محبتى بود و كوكب طالع ايشان « « 17 » » به واسطهء آن نظر محبّتاثر از حضيض مذلّت به اوج عزّت صعود نمود و در ذروهء تدوير راحت مستقيم مرئى مىشد « « 18 » » و از زوال و هبوط مصون و محفوظ مىبود و قريب به سنّ شيخوخت رسيده بود كه روح پرفتوحش نداى " ارجعى " را به سمع قبول تلقّى نمود و از قيد حيات اين عالم پر آفات « « 19 » » خلاصى يافته مايل به روح ريحان جنّات « « 20 » » گرديد و مرقد منوّرش در بلده محفوظهء سمرقند واقع است .
و سمرقند اعظم بلاد ماورأ النهر است و قلعهء وسيعه « « 21 » » دارد و عمارات عاليهاش بسيار است و از اقليم پنجم مىشمارند و تعلّق به زهره دارد . طولش از جزاير خالدات ( قط ) است و عرضش از خط استوا ( م ) . و در او علما و فضلا بسيار مىبودهاند و اكنون نيز دار العلم است و موالى آنجا بيشتر به علوم حقيقيّه « « 22 » » اشتغال مىنمايند و حدايق وسيع دارد و اثمارش بسيار و نيكو « « 23 » » مىشود و خوبى عنابش به تعريف راست نمىآيد .
مصرع
ذوقِ اين مَى نشناسى به خدا تا نچشى
مزارات متبرك در او بسيار است [ اگر به تفصيل آن شروع نمايد سخن به طول مىكشد . ] « « 24 » » از جملهء عمارات غريبهاش رصد جديد سلطان شهيد 27 است كه مهندسان اساس سخنورى و راصدان نجوم نكتهپرورى سقف مرفوعش را چون سماوات به غير عمد افراشتهاند و صفايح او را چون صحايف افلاك به صور كواكب بر مضمون
« إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ »
« « 25 » » مزيّن گردانيده و دواير عظام را با مقنطرات « « 26 » » به تمام در او بنگاشته « « 27 » » و حركات كواكب ثوابت و سيّار را به او تعيين نمودهاند . و در اوّل شروع بامداد علامه مرحومى قاضىزاده رومى و مولاناى فريد غياث الدين جمشيد عمل مىكردهاند ، در اثناى شغل كواكب مستقيمه طالع حياتشان [ ترك اقامت كرده به دائرة المحاط « « 28 » » ] رجعت نموده در پرده خفا مخفى گرديدهاند ، و جناب سلطنت دستگاهى به نفس نفيس خود به اتفاق فاضل محقّق و عالم مدقّق مولانا على قوشچى به اتمام رسانيدهاند و بعد از آن رصد ديگرى بسته نشد إلى يومنا هذا ، و الله اعلم .
هامش
( 17 ) .Pطالعش
( 18 ) .Pمربى مىنموده
( 19 ) .Pاز قيد بدن
( 20 ) .P , Kجنّت مبين
( 21 ) .P , Kوسيع
( 22 ) .Bمعلوم حقيقه
( 23 ) .Pاثمارش نيكو
( 24 ) .Bعبارت بين [ ] را ندارد ، براساسPافزوده شد
( 25 ) . صافات ( 37 ) 6
( 26 ) .Pمع قنطرات
( 27 ) .Pثبت نموده
( 28 ) .B« ترك . . . المحاط » را ندارد