صحبت شريفش بىعلما و فضلا نبود « « 3 » » . و در تمجيد حفّاظ كلام مجيد سعى بليغ مىفرمود . و سمرقند در ايّام دولت و سلطنتش « « 4 » » رشك بلاد شده بود و حدايق و بساتينش چون باغ ارم و خرّم مىنمود « « 5 » » .
و ارم باغى است « « 6 » » كه شداد بن عاد در اراضى صنعا و حضرموت بنا كرده و دوازده فرسخ در دوازده فرسخ است و به اختلاف روايات در پانصد سال يا سيصد سال به اتمام رسيده ، صد وكيل كارفرماى بوده و هر وكيلى هزار صانع استاد « « 7 » » داشته و چهل هزار قصر آنجا بوده و از چهل فرسخ « « 8 » » آب به آنجا آوردهاند و خشتهاى عماراتش از طلا و نقره بوده و در جويهايش « « 9 » » به جاى سنگريزه جواهر ريخته بودهاند و به خاكش مشك و زعفران آميخته و بعد از اتمام آن با سيصد هزار كس متوجّه آن بستان شده « « 10 » » و قبل از وصول او بدان مكان صيحهاى از آسمان آمده و همه آن لشكر « « 11 » » را با ملك و صنّاع و عمّال به دركهء جهنم رسانيده و آن مكان از چشم مردمان غايب شده الّا در زمان خلافت معاويه « « 12 » » - رضى الله عنه - قدامه نام شخصى آن را ديده و آن قصه مسطور [ و ] مشهور است .
و خان مذكور را به حسب « « 13 » » خاصيت عدالت زمان خانيش از اخوان بيش و شوكتش و ابّهتش از اقران در پيش بوده . علم تاريخ را نيكو مىدانست و از علم نجوم « « 14 » » نيز وقوفى داشت ، ساعات مستوى ليل و نهار « « 15 » » را تقسيم نموده بود و هر ساعتى كارى كه مناسب آن بود ، مىكرد .
و حافظهء قوى داشت چيزى كه به سمع شريفش رسيدى يا منظور نظر كيميا اثرش گشتى در خاطر عاطرش « « 16 » » نشسته به زودى از صفحهء ضمير مهر تنويرش محو نگشتى . اين فقير صفات حميده از آن جناب بسيار مشاهده نموده ، گاهى به شعرا و ندما صحبت مىداشت اما به شعر گفتن كم اشتغال مىنمود و اين مطلع رنگين را به آن جناب نسبت مىكنند كه به تركى گفته :
نظم
ماوى با علنيغى ساليب تور دمبرم قاش او پستنه * ناز برلان هر نى قبله اول پرى باش اوستينه
و خان كيوانرفعت برجيسخصلت را به واسطهء نسبت فرزندى سلطان شهيد الغبيك گوركان
هامش
( 3 ) .Kنبوده
( 4 ) .Pايام معدلتش
( 5 ) .K , Pحدايقش خوشتر از باغ ارم مىنموده
( 6 ) .P , Kشهرى است
( 7 ) .Kهزار صانع
( 8 ) .Pچهل فرسخى
( 9 ) .Bجويها
( 10 ) .Pمتوجه شده
( 11 ) .Pهمهء لشكرى
( 12 ) .P , Kدر زمان معاويه
( 13 ) .Pبه سبب ؛Kبه جهت
( 14 ) .P , Kو از نجوم
( 15 ) .Pليل النهار
( 16 ) .Pدر خاطرش