بيت
اگر به صدر جلالم برند سر نفرازم * وگر به صف نعالم كشند عار ندارم
و مدام « « 24 » » در بزم وصال مولانا جام مالامال نوش كرده « « 25 » » به اين مقال خوشحالى مىنمود : « « 26 » »
بيت
چو مولاناست جامى مست عشقت * تو با رخسار رخشان شمس تبريز
و حضرت اعلى بعد از وفات مولانا به اعزّه و مخاديم عظام ملاقات مىكرد « « 27 » » به افاده و استفاده مشغول مىبود ، و به درويشان زمان مصاحبت مىنمود بتخصيص به حضرت مرشد زمان و مقتداى دوران ، قاسم « « 28 » » شيخ عزيزان - سلمه الله و ابقاه « « 29 » » - كه نفى وجود و بذل موجود را به مرتبهاى رسانيدهاند « « 30 » » كه به خارق عادت محمول شده و لبتشنگان بوادى « « 31 » » احتياج را از زلال عاطفت سيراب گردانيده در دفع حاجات و رفع درجات ايشان سعى بليغ به تقديم مىرسانند و به ذات ملكى صفات خود سبب وصول محرومان وادى حرمان به مسالك طريقت و ممالك حقيقت مىگردند و خانقاه عاليشأن ايشان از معنى كريمهء
« وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً »
« « 32 » » نشان داده دار الأمان اهل زمان است كه در جوار بلدهء طيبهء كرمينه واقع است . و محدّث بىثانى و مفسّر سبع المثانى خواجه صفاهانى « « 33 » » گفته است :
بيت
لوحش اللّه ز آبِ كرمينه * مى جنّت شرابِ كرمينه
و اين فقير حقير تاريخ خانقاه ايشان را چنين گفته :
بيت
ساخت قطب زمانه خانقهى * كز شرف كعبه شد بر اهل جهان « « 34 » »
كلك صنع از براى تاريخش * زد رقم خانقاهِ قطبِ زمان
مدّتى فقير در جوار فيض آثار ايشان مىبود و آثار « « 35 » » « التعظيم لامر الله و الشفقة على خلق الله » را پيوسته از ايشان مشاهده مىنمود . اكنون سغد به يمن مقدم خير آثار آن جناب « « 36 » » به سواد اعظم مفاخرت مىنمايد . و در شرح كرمانى مسطور است كه « جنان الأرض اربعة ، ابلّة ،
هامش
( 24 ) .K , Pپيوسته
( 25 ) .Pنوشيده
( 26 ) .Pخوشحال مىبوده
( 27 ) .Pملاقات كرده
( 28 ) .Kقاسم ،Pقائم
( 29 ) .Pنور مرقده
( 30 ) .Pرسانيده
( 31 ) .Pوادى
( 32 ) . آل عمران ( 3 ) 97
( 33 ) .Pاصفهانى
( 34 ) .Pبراى جهان
( 35 ) .Pو معنى
( 36 ) .Pقدم آن جناب