شرح
( 41 ) ص 129 / اين مطلع ملّا را . . . ؛ مقصود از « ملّا » نور الدين عبد الرحمان جامى است كه عموما او را از سدهء 10 ه . ق . به بعد به همين عنوان مىناميدهاند . اما مطلع غزل او :از خار خارِ عشق تو در سينه دارم خارها * هر دم شكفته بر رخم زان خارها گلزارهادر ديوان جامى ، ص 138 آمده است .
( 42 ) ص 142 / شيخ زين ؛ مراد مؤلّف شيخ زين الدين وفايى خوافى است از احفاد شيخ زين الدين ابو بكر خوافى ( متوفاى 838 ه . ق . ) كه در عهد ظهير الدين محمد بابر شاه منصب صدارت داشت و بابرنامه را از تركى به فارسى برگرداند و با اضافاتى كه خود در آن كتاب آورد ، آن را طبقات بابرى ناميد . او در 940 ه . ق . در آگرهء هندوستان درگذشت . ( اكبرنامه ، 1 / 119 ؛ منتخب التواريخ بدايونى ، 1 / 341 ) .
( ص 148 / مزار شاه ؛ مقصود مزار منسوب به شاه اوليا على عليه السّلام است واقع در بلخ ، كه امروزه به آنجا ، مزار شريف مىگويند . مزار مذكور بر پايهء نشانههاى موجود ، از جمله مزارات باستانى و متعلّق به پيش از اسلام است ، اما در سدهء نهم هجرى - كه شيعهء خراسان به نوعى مبارزه با ديگر فرقههاى منطقه پرداخته بود و كشف مزارهاى بزرگان شيعه را به اعتبار اين مبارزه مطرح داشته بود - برپايهء لوحى كه از محل به دست آورده بود ، مزار مذكور را به على بن ابى طالب ( ع ) منسوب كرد و حتى بر آن بود كه مزار مذكور را به هرات منتقل كند كه جامى و ديگر حنفيان دربار سلطان حسين ميرزا مانع شدند . تفصيل اين مسأله را مىتوان در مقامات جامى ، نوشتهء عبد الواسع نظامى باخرزى ، طبع نشر نى ديد . )
( 44 ) ص 166 / خواجهء بزرگ ؛ وقتى نقشبنديه اين تعبير را به كار مىبرند ، مقصودشان خواجه بهاء الدين نقشبند است مؤسس سلسلهء خانقاهى نقشبنديه ، يا به تعبيرى ، نقطه عطف سلسلهء عرفانى خواجگان كه سعى او آن طريقه را به نقشبنديه مشهور ساخت . نيز رجوع شود به همين كتاب ، صفحات 167 ، 169 .
( 45 ) ص 166 / شغل ديگر ؛ از كاربردهاى زبان فارسى در مورد حالت اضافى اين است كه در