شرح
( 28 ) ص 49 / خير الكلام ما قلّ و دلّ ؛ مثل است كه گاه در متون به حيث حديث نبوى نيز آمده است . سعدى آن را به اينگونه آورده است :سعديا قصه ختم كن به دعا * ان خير الكلام قل و دل( 29 ) ص 57 / اروقه ؛ جمع رواق ، خانهاى كه به خرگاه ماننده است ، سايبان ، خرگاه ، پيشخانه .
( 30 ) ص 63 / مايهء منى ؛ مايه در اينجا تلفظى است از ماده ، مقابل نر ، كه / د / به / ي / تبديل شده است مانند همساده - همسايه .
( 31 ) ص 69 / و محاكمهء نيكو . . . ؛ مقصود رسالهاى است كه فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى به نام ابطال نهج الباطل در 909 ه . ق . در ردّ نهج الحقّ علّامه حلّى نوشته است .
( 32 ) ص 70 / مطالب مندرج در صفحهء 70 سطر 9 تا صفحهء 73 سطر 17 در نسخهها جابجا شده است به طورى كه بحث در مورد سلطان يعقوب ، ابو سعيد ميرزا و جامى رشتهء سخن مؤلف را دربارهء ابن روزبهان خنجى اصفهانى قطع كرده است . ازاينرو خوانندهء ارجمند مىبايست تكرار عبارت « اشعار دلفريب دارد و در همهء فنون شعر سخن كرده » را در صفحات مذكور مدّ نظر گيرد و پيوستگى و گسيختگى را توجّه كند .
( 33 ) ص 71 / به عرض حضرت ميرزا ؛ مقصود سلطان ابو سعيد گوركان است كه مضمون نامهء مورد بحث ، توسط جامى به او ابلاغ شد و او هم طبق خواستهء عبيد اللّه احرار عمل كرد و مال و احشام ازبك را به سمرقند مسترد داشت . تفصيل مطلب را مىتوان در مطلع سعدين عبد الرزاق سمرقندى ديد .
( 34 ) ص 99 / امير كبير در تذكرة الشعراء ؛ مراد از امير كبير ، امير نظام الدين عليشير نوائى ، وزير مشهور نيمهء دوم سدهء نهم هجرى است و مراد از تذكره الشعراء او ، مجالس النفائس ، كه ترجمهء احوال حسين واعظ كاشفى و فرزندش فخر الدين على صفى را در تذكرهاش ( 93 ، 98 ) آورده است .