زبانگونههاى خراسان گاه حالت اضافه يا كسرهء اضافه را به صورت [ ي / ى ] تلفظ كردهاند و گاه حالت وحدت و تنكير را كه عموما به صورت [ ى ] ظاهر مىشود به هيأت كسرهء اضافه ادا كردهاند . بنابراين ضبط « شغل ديگر » تلفظى است از « شغلى ديگر » .
شرح
( 46 ) ص 171 / مولاناى اصفهانى ؛ مقصود فضل اللّه بن روزبهان خنجى اصفهانى است كه مؤلف پيش از اين به تفصيل از او ياد كرده است .
( 47 ) ص 172 / كوى سعيد ؛ مراد حوالى مزار و خانقاه شيخ ابو سعيد ابو الخير است در مهنه .
( 48 ) ص 174 / به اسلوب قواعد مولانا سيفى ؛ مقصود مؤلّف طرز و اسلوبى است كه سيفى بخارى در ساختن شهر آشوب خود ، موسوم به بدايع الصنايع به كار برده است . شهر آشوب سيفى در قالب غزل سروده شده و شاعر براى هريك از حرفههاى معمول در هرات سدهء 9 ه . ق .
يك غزل ساخته و اصطلاحات خاص هر حرفه را در طىّ ابيات غزل مجال طرح داده است . بدايع الصنايع سيفى را نگارندهء اين سطور سالها پيش تصحيح كرده و در پاكستان به چاپ رسانيده است .
( 49 ) ص 175 / در جوار مزار شيخ جلال الدين ؛ اين مزار در نزديكى فتحآباد بخارا قرار داشته ، و در واقع روضهء شيخ جلال الدين خالدى بوده است كه پس از فوتش به يك مجموعهء زيارتى در نزديكى بخارا تبديل شده است - معين الفقراء ، تاريخ ملّازاده ، 43 - 44 ؛ بسنجيد با جامى ، نفحات ، 393 .
( 50 ) ص 291 / گشت فلك رزمگه پادشه ؛ بيتى است از قصيدهاى كه مولانا نور الدين عبدى سروده بوده است . اين بيت در نسخهها مضطرب است ، درHبه هيأت زير ضبط شده :گشت ملك ( كذا ) رزمگه به مثل پادشه * خيل كواكب سپاه ، گرد سپه كهكشان( 51 ) ص 298 / سهو اللسان ؛ داستان « سهو اللسان » را سام ميرزا صفوى در تذكرهاش چنين طرح كرده است : « شريف تبريزى ، شرافت سخنانش از ديوانش معلوم مىگردد و طراوت