محسوب مىشود . براى اطلاع از اوضاع حكومت عبيد اللّه ازبك در هرات - قاضى احمد قمى ، خلاصة التواريخ ، 1 / 190 به بعد .
اينكه نثارى در صفحهء 19 مذكر احباب از قصيدهء هلالى در مدح عبيد اللّه در همين ايّام سخن گفته ، بايد دانست كه قضاوت او يك جانبه است ؛ زيرا هلالى جغتايى ، پيش از قصيدهء موردنظر مؤلّف ، دو رباعى در بيداد و ظلم عبيد اللّه ازبك سروده است كه يكى از رباعيات مزبور اين است :
گه در پى آزارِ دل و جان باشى * گاهى ز پىِ غارتِ ايمان باشى
با اين همه ، دعوى مسلمانى چيست * كافر باشم گر تو مسلمان باشى
شرح
( 24 ) ص 19 / جلدى ؛ جلد ، جلدو و جلدوى واژهاى است تركى ، به معناى صله ، انعام و عطا .
( 25 ) ص 20 / بانى هرات ؛ در خصوص بنا نهادن هرات اختلاف نظر است . بعضى آن را به يكى از امراى سام نريمان نسبت مىدهند و بسيارى بانى آن شهر را اسكندر مقدونى مىدانند - سيفى هروى ، هراتنامه ، 28 - 32 . آنچه مسلّم است هرات پيش از اسكندر وجود داشته ؛ زيرا در متون ايران باستان بارها از آداب و عادات اهالى آن شهر ياد شده است . با اين همه بايد گفت كه اسكندر در بافت و ساخت هرات اهتمام داشته و به همين جهت مورخان عصر اسلامى ، آن شهر را ساختهء اسكندر دانستهاند .
( 26 ) ص 23 / كلّ شىء . . . ؛ هر چيزى به اصل خود بازگردد . مثل است و در ادب فارسى هم مكررا ديده مىشود - دهخدا ، امثال و حكم ، 1227 .
( 27 ) ص 26 / رصد جديد سلطان شهيد ؛ مقصود رصدخانهء الغ بيك فرزند شاهرخ ميرزاى تيمورى است كه در حدود 840 ه . ق . ساخته شد و وصف آن در متون عصر تيمورى ، مانند روضة الصفاء و حبيب السير آمده است . پروفسور استوارت كندى هم چكيدهء زيج آن را محاسبه كرده است - پژوهشى در زيجهاى دورهء اسلامى ، 187 - 192 .