مىدانست و خمسة المتحيرين را در شرح حال جامى نوشت . او را پدر ادب تركى معرفى مىكنند . وى زبان تركى را بر فارسى مرجّح مىپنداشت ( ! ) و محاكمة اللغتين را در همين موضوع نوشت . تذكرهء او به نام مجالس النفائس مشهور بوده است و مؤلّف مذكّر احباب به آن اشاره دارد اما از ترجمههاى فارسى آن تذكره بىاطلاع است . نيز رجوع شود به مقدمهء همين دفتر .
شرح
( 6 ) ص 6 / الشىء لا تثنى إلّا و قد تثلّت ؛ باورى است عاميانه ، كه به حيث مثل ساير شهرت يافته و نظير آن در زبان فارسى چنين است : هيچ دوئى نيست كه سه نشود ، و ، تا سه نشود ، درست نشود .
( 7 ) ص 8 / و تاريخش مذكّر احباب گرديد ؛ نام تذكرهء حاضر ، يعنى مذكّر احباب برحسب حروف جمل ، 974 مىشود كه مؤلف تا پايان سدهء 10 هجرى در تذكرهاش تصرّف مىكرده و نكتههايى را به آن مىافزوده است . براى اطلاع بيشتر - مقدمهء مصحح ، صفحهء سى و يك به بعد .
( 8 ) ص 8 / حبّب الىّ من دنياكم ثلاث ؛ حديث نبوى است كه مؤلّف روايت عرفانىتر آن را آورده است . روايت مشهور آن چنين است : حبّب الىّ من دنياكم الثلاث : النساء و الطّيب و جعلت قرّة عينى فى الصّلاة ( جامع الصغير ، 1 / 567 ) .
( 9 ) ص 8 / إنّ الله يحبّ الشّجاع ؛ حديث نبوى است . سيوطى در الجامع الصغير 1 / 285 روايتهاى چندگانهء آن را آورده است .
( 10 ) ص 9 / فرب ؛ نام شهرى بوده است در ساحل راست ماوراء النهر ، كه به نام فربر نيز خوانده مىشده و مسجد جامع آن را تماما از خشت پخته ساخته بودند - ياقوت ، معجم البلدان ، 3 / 867 ؛ بارتلد ، تركستاننامه ، 1 / 202 .
( 11 ) ص 9 / فتحهاى مكرّر ؛ به حساب جمل ، سال 964 ه . ق . مراد است .