در آرزوى روى تو بودم همه عمر * عمرم « « 6 » » همه رفت و آرزوى تو نرفت
و اين غزل تركى را به اين رباعى به خدمت بابر پادشاه فرستادند و ايشان به جز تحسين جوابى نفرستادند ، و هو هذا :
غزل
كوند وز اوقاتيم سينيك هجر نيكده نالان كيجه دور * كيجه هم زلفونك كبى حاليم پريشان كيجه دور
اول كه جاندين كيجه دور شام و صالينكى كوروب * و نى خوشوقت و نى خوش ساعت نى آسان كيجه دور
عنبرين زلفونك خيالى دين كوز و مكااى پرى * بيل واى و ساعت و كون بارى يكسان كيجه دور
روشن او لغانى دولت و صلنيدا هجران اختنى * گر گناهيم نى بيليب اول ماه تابان كيجه دور
خواجه بيكليغ ناله قبل زلفى قيتدين كيجه لار * كيم محل ناله و فرياد و افغان كيجه دور
رباعى
فرياد و فغان قيلو روا بلبل ببلامين * تارتار دانيكان جفا سينى گل ببلامين
مل بالجيفه صبراتيب تحمل ببلامين * يوز شكر كه بلبل و گل و مل ببلامين
و در تتبّع مخزن اسرار ، مقصد اطوار نام كتابى تصنيف كردهاند . و اين بيت از آن كتاب است :
تيل كيم ايماس ذكر ايتماق ايشى * نى ديب آنى اغريغه الغار كشى
در شصت و هفت سالگى فوت شده در جوار حضرت خواجهء بزرگوار مدفونند .
[ 288 ] ذكر جميل بابا جان خواجه « « 1 » »
ابن عبد الوهّاب خواجه و برادر عينى پادشاه خواجه است به حليهء صلاح و سداد محلّى بوده و از
هامش
( 6 ) .Pعمر
[ 288 ] :
( 1 ) .Pعنوان را ندارد