[ 287 ] ذكر جميل نتيجة الأوتاد و السّادات پادشاه خواجه
برادر عينى شيخ على خواجهاند . به فقير مىگفتند كه در صغر سن حضرت رسالتپناهى را - صلى اللّه عليه و سلّم - به خواب ديدم ، دست مبارك خود را بر سينهء من ماليده ، گفتند كه مىخواهى كه ترا از مشاهير سازم ؟ بعد از مدّتى كپك ميرزا را « « 1 » » دغدغهء تسخير اولوس « « 2 » » صاين خان به خاطر افتاد و چون اكثر آن جماعت مريد اجداد خواجهء مشاراليه بودند ، خواجه را واسطهء تسخير ساخته ، در لباس صدارت تربيت نمودند . و از آن وقت به جهت مهمّات مسلمين به سلاطين اختلاط مىكردند . و ايشان نيز خواجه را در كمال اعزاز رعايت كرده ، به مناصب مناسب ، مثل شيخ الاسلامى و صدارت و جملة الملكى معزّز مىگردانيدند . و در فتح دوّم هرى از صدارت به شيخ الاسلامى ترقّى نمودند . و اين مطلع را بدان تقريب فرمودند :
بيت
گرچه اوّل صدر ايلايب بيزنى بدنام استتيلار * لطف اتيب آخر هرى دا شيخ الاسلام استسلار
و مقصود ايشان از ملازمت كارسازى خلق بود وقتى كه كستن قراسلطان به سبب عارضه « « 3 » » به خلق نمىپرداختند ، خواجه شيخ الاسلامى را گذاشتند و اختبار در خانه را اختيار نمودند ، و به مضمون اين بيت كه :
بيت
در عمل كوش و هرچه خواهى پوش * تاج بر سر نه و عَلَم بر دوش
در هر لباسى كه مىبودند ، در سلسلة الذّهب حضرات خواجگان - قدّس اللّه أرواحهم - به مجاهدهء تمام مشغولى مىنمودند . و حضرت قطب الأقطابى شيخ المكرم و مخدوم المعظّم مولانا خواجگى كاسانى - قدّس سرّه - خواجه را در تصانيف شريف خود " شاهباز بلند پرواز " مىنوشتند .
و خال فقير عاليجاه هدايتپناه ميرزا شاه نقشبندى - كه مجاز حضرت مخدومى مشار اليه بودند و در سفر و حضر پيوسته به خواجه مؤانست و مجالست مىنمودند ، مىفرمودند كه شبى به [ 287 ] :
هامش
( 1 ) .B« را » ندارد
( 2 ) .Kالوس
( 3 ) .P« و مقصود . . . عارضه » ندارد