تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤

[ 286 ] ذكر جميل نتيجة الأقطاب و السّادات شيخ على خواجه

اكبر اولاد حضرت عبد الوّهاب خواجه‌اند . و خواجه در وقت ارتحال شيخ على خواجه را « « 1 » » خليفهء بىخلاف ساخته‌اند و همگى اصحاب خود را به ايشان سپرده . بعد از آن به صحبت شريف شيخ حاجى محمّد نيز مشرّف گشته . مدّتى به رياضت مشغول بوده‌اند و به اجازهء شيخ خلق را به حق دعوت نموده ، در مسند خلافت تمكّن نموده‌اند . صفات حميده و خصال « « 2 » » پسنديده داشتند و اوقات شريف طلّاب را ضايع نمىگذاشتند . و از جملهء مواهب الهيّه كه بدان مخصوص گشته بودند ، خرقهء حضرت رسالت‌پناهى بود - صلّى اللّه عليه و سلّم - كه از جانب والدهء شريفهء ايشان - كه از نسل مرتضاى اعظم و مجتباى اكرم حضرت سيّد جيّد مير جلال الدّين كرمانىاند - بديشان رسيده بود . سلاطين عظام و خواقين « « 3 » » كرام به زيارت آن خرقه مشرّف شده بودند ، هرچند تأمّل مىنمودند معلوم نمىشد كه از كدام جنس است . و ايشان بيشتر اوقات در ميان الوس صاين خان مىبودند ، بدان جهت كه آن جماعت را با ايشان ارادت موروثى است . و گاهى به گفتن شعر نيز مشغولى مىنمودند . و اين مقطع « « 4 » » از كلام درربار گوهرنثار ايشان است : بيت
ز ظلمت شب هجران مترس اى شوقى * كه آفتابِ حقيقت هميشه تابان است
در سنّ شصت و سه سالگى در اغروجه « « 5 » » به جوار رحمت الهى پيوسته‌اند . و در آن وقت عاليجاه نقابت‌پناه سيّد جعفر خواجه به والد فقير خطّى نوشته بودند كه چون شيخ على خواجه را در قبر نهادند و مردم متفرّق شدند ، دو سوار اسب سفيد جامه سفيد آمده ، ذكر گفتند و آواز ذكر از قبر شيخ نيز مىشنيدند . و گفتند كه ما اجداد ايشانيم . و كتابت را فقير نيز خوانده بود و راويان نيز ثقات بودند . جناب ميرم خواجه نعش والد خود را از اغرجه به جوار مرحمت والد ايشان آورده است . [ 286 ] :
هامش
( 1 ) .P , B« را » ندارند ( 2 ) .Bحال ؛Hخصائل ( 3 ) .Pخوانين ( 4 ) .Pمطلع ( 5 ) .Hاغرجه
مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 304 | نجيب مايل هروى / سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )