مىبرند . و در فنّ موسيقى يد طولى دارد . و اين غزلش را صوتى نيكو بسته ، و مشهور است « « 1 » » .
نظم
چون سايه همرهيم به هر سو « « 2 » » روان شوى * شايد كه رفته رفته به ما مهربان شوى
اى پيرِ عشق صحبتِ يوسفْرُخى طلب * نبوَد عجب كه همچو « « 3 » » زليخا جوان شوى
كاهى تو « « 4 » » بلبلِ چمنْآراى كابلى * زاغ و زغن نهاى كه به هندوستان شوى
[ 256 ] ذكر مولانا واصلى « « 1 » »
از مرو است . در لباس انقطاع و تجرّد زندگانى مىكند و به همهء مخلوقات بنابر مضمون الشّفقة على خلق الله « « 2 » » به مرحمت پيش مىآيد . سخنان خوب از او مروى است و اين دو بيت رنگين از جملهء اشعار او مذكور مىگردد :
نظم
لاله گل نسرين « « 3 » » گل و ريحان گل است * هر طرف رو مىنهى چندان گل است
غنچه را گل در گريبان است و بس « « 4 » » * از گريبان يار « « 5 » » تا دامان گل است
و به اين بيت بسيار افتخار داشته :
آن « « 6 » » گردباد نيست به گردِ سراى تو « « 7 » » * سرگشتهاىست رقصْكنان در هواى تو
[ 257 ] ذكر مولانا قدسى « « 1 » »
از اقرباى جناب ارشادپناه مولانا لطف اللّه است و اين مطلعش بسيار نيكو واقع شده است .
بيت
ابروان نيست به رخسارِ تو اى صنع إله * دو هلالاند نمايان شده در يك سرِ ماه
[ 255 ] :
هامش
( 1 ) .B« و . . . است » ندارد
( 2 ) .Pهرجا
( 3 ) .Pاگرچه
( 4 ) .Pچو
[ 256 ] :
( 1 ) .Bعنوان را ندارد
( 2 ) .P« بنا . . . الله » ندارد
( 3 ) .P , Kلاله و نسرين
( 4 ) .P , Kغنچه را گل تا گريبان كاكل است
( 5 ) .Pبار
( 6 ) .Pاين
( 7 ) .Pبه راه وفاى تو
[ 257 ] :
( 1 ) . اين شرح حال درPنيامده