تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١

فصل دوم از باب چهارم

در ذكر جماعتى كه فقير ايشان را ملازمت نكرده و به سنّ شيخوخت رسيده‌اند و در غير بخارا ساكن‌اند .

[ 252 ] ذكر جميل جناب خواجه معين « « 1 » »

ولد امجد حضرت خواجه خاوند محمود بن خواجكا بن حضرت قطب الأبرار خواجهء احرار است « « 2 » » . سلوك ملوكانه مىكرده و مصاحب همايون پادشاه بوده « « 3 » » و در بذل و سخا مبالغه مىنموده . مدّتى در هند بوده و سلاطين آنجا مقدم شريفش را غنيمت مىشمرده‌اند و به مضمون :
در پاى تو ريزم آنچه در دستِ من است
در اكرام خواجه تقصير نمىنموده‌اند . بعد از آن به تقريبى به جانب كاشغر توجّه كرده و به پادشاه عاليجاه آنجا عبد الرشيد خان « « 4 » » آشنايى و مصاحبت مىنموده و خان مذكور خدمت خواجه را اعزاز و اكرام نموده از ساير اقران ممتاز و سرافراز مىداشته‌اند . و خواجه را از فضايل وقوفى بوده ، بتخصيص در فنّ موسيقى دستى داشته ، و اين غزل خان را كه مذكور مىگردد در آهنگ نوا صوتى بسته : غزل
به عندليب ندارد سرِ سخن گل سرخ * مگر كه مهر نهادَست بر دهن گل سرخ ز بهرِ مقدمت اى گلعذارِ غنچه‌ْدهن * ورق ورق شد و افتاد در چمن گل سرخ رشيدى از گل و گلشن نمىبرد « « 5 » » بويى * بناز تا ندهد گلرخى به من گل سرخ
[ 252 ] :
هامش
( 1 ) .Pذكر جميل افتخار الأشراف خواجه معين الدين ( 2 ) .H , Pاز نبايرزادگان خواجهء احرار است ( 3 ) .B« و مصاحب . . . بوده » ندارد ( 4 ) .K , Pرشيد خان ( 5 ) .H , Bنمىبرم