رباعى
اين نسخهء دلگشا كه آمد به نظر * كرد از دلِ من محنتِ « « 6 » » ايّام بدر
داريم طمع آنكه به روزِ محشر * يابد نظرِ قبول از خيرِ بشر
[ 254 ] ذكر جميل ميرخجندى « « 1 » »
خود را از سادات كثير البركات مىشمارد . تحصيل فضايل نموده و در قواعد شعرى وقوف تمام دارد و در گفتن مصنوعات قدرت عظيم از او ظاهر مىشود . از « « 2 » » جمله قصيدهاى گفته است كه از آن هشت قصيده مستخرج مىگردد . و از مجموع آن ابيات كثيره بيرون مىآيد . و مشجّر و مطيّر و معقّد را بسيار خوب و مرغوب مىگويد . از آن جمله مطيّرى به اسم ابدال سلطان گفته . و اين بيت را در هشت جاى كه ملتقاى گره است ، تقسيم كرده است :
بيت
هست در جود چو حاتم مه و سال * وارثِ مُلكِ سمرقند ابْدال
و فقير مطيّرى در مدح حضرت عبيد اللّه خان - خلّد اللّه ملكه - گفته است به تقريب مير مذكور . و لفظ مرغ را در هر بيت ملتزم گشته و چشم و منقارش از كنايت حاصل كرده . و اين بيت را در هشت جاى تقسيم نموده :
مطلع
هست مرغِ دلم اى جان خوشحال * تا نمودى به رخ آن دانهء خال
و اين بيت را معمّائى به اسم خان ساخته و مشجّرى نيز به تقريب مير گفته و نام درختى را ملتزم گشته . و چون معقّد در خطر بود به او ملتفت نشد .
[ 255 ] ذكر مولانا قاسم كاهى كابلى
از شاعران قديم و خوشْطبعان نديم است . اشعار شيرين او را طوطيان هند چون شكّر به كار
هامش
( 6 ) .Bدل محنت
[ 254 ] :
( 1 ) . اين شرححال درPنيامده است
( 2 ) .Hاز + آن