تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
و حضرت خواجه معين را اشعار بسيار است . ملا حضورى كاشغرى به فقير گفت كه ابراهيم ميرزا اين غزل گفته بود و به كاشغر فرستاده ، مطلعش اين است : نظم
آشنا شد به من آن عشوه‌گر اندك‌اندك * ماند آن عشوه‌گريها ز سر اندك‌اندك
خدمت خواجه تتبع نمودند و اين بيت از آن غزل است : بيت
آنچه مطلوبِ منِ بىسر و سامان مىبود * روى بنمود به من اين سحر اندك‌اندك « « 6 » »

[ 253 ] ذكر جميل قاضى مير « « 1 » »

از قديم قضاى ولايت تاشكند « « 2 » » متعلّق به جماعت ايشان مىبوده . و هميشه سخا و كرم در آن خاندان مىبوده و اطوار سنجيدهء ستودهء آن جماعت مشهور است . و سلاطين عظام تعظيم و تكريم ايشان بواجبى مىنموده‌اند و مىنمايند . و جناب مير به اكثر « « 3 » » فضايل آراسته است و يك چند تحصيل علوم در سمرقند در درس عالم ارجمند مولانا احمد جند نموده بود . و سلوك طريقت در طريقهء سنيّهء كبرويّه مىنمايد و به صيقل مجاهده زنگ عوارض از آيينهء دل مىزدايد . و طبعش خوب و سخنانش مرغوب است . و اين غزل رنگين از آن جمله است : غزل
ز هجران بىسر و سامانم امروز * به جان از محنت هجرانم امروز چو گوى افكنده در كوى توام چرخ * از آن سرگشتهء دورانم امروز ز سوزِ عشق آن ماهِ جهانگرد * به گردون مىرسد افغانم امروز ز من گر خُرده‌اى بينى مكن عيب * كه من مستِ مىِ جانانم امروز
وقتى كه اين نسخهء « « 4 » » فقير به نظر شريفش درآمده ، اين رباعى نوشته ، فرستاد . چون در لباس دعاست ، بنابراين تيمّنا الحاق كرده شد « « 5 » » ، و هو هذا :
هامش
( 6 ) .K , P« و حضرت . . . اندك » ندارد [ 253 ] : ( 1 ) . اين شرح حال درK , Pنيامده است ( 2 ) .Bتاتكند ( 3 ) .Hبا كثير ( 4 ) .Hوقتى آن نسخه ( 5 ) .Hكرده باشد