تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
مطلع
ماهرويانِ جهان وصفِ ترا نتوانند « « 6 » » * كه به رخسارِ تو آيينه‌ْصفت حيرانند
سهمى را سهم سعادت به طالع افتاده و اين مطلع از مطالع ضميرش طلوع نموده : مطلع
آن كسانى كه سياهى ز سفيدى « « 7 » » دانند * خطِّ رخسارِ ترا آيتِ خوبى خوانند
و اين نظم سبب ازدياد قبولش گرديده .

[ 247 ] ذكر مولانا عزمى « « 1 » »

جوان صالح است پيوسته به گرد درويشان گرديده گرد هستى « « 2 » » را به باد فنا داده . و اين مطلع مذكور « « 3 » » بسيار نيكو واقع شده « « 4 » » :
ما به جستجوى يار و يار در دل بوده است * غايتِ تحصيلِ ما تحصيلِ حاصل بوده است
هامش
( 6 ) .P , Kمىدانند ( 7 ) .P , Kسفيدى ز سياهى [ 247 ] : ( 1 ) . اين شرح درBنيامده ،Hدر پاى برگ ثبت كرده است ( 2 ) .Pگرد فقر ( 3 ) .Hمطلع‌اش ( 4 ) .Hبسيار شهرت دارد