تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
سخاوتى نيست . اعزّه و مخاديم به منزل او نزول مىكنند و طريق خدمت به جا مىآورند . طبع نيكو دارد « « 2 » » و اين مطلع از سخنان رنگين اوست : نظم
ز هجرِ آن رخ گلگون ز چشمِ خونفشانِ من * دمادم مىرود هر سو سرشكِ ارغوان من

[ 239 ] ذكر ميرزا دوست « « 1 » »

ولد عثمان خاذن است . در خدمت حضرت عبيد الله خان خدمات لايقه به تقديم رسانيده است . صورت خوب و سيرت مرغوب دارد و گاهى به شعر و شعرا التفاتى مىنمايد . و اين مطلع به دو منسوب است : نظم
پريشانم ز زلفت روزگارى است * پريشانى من از زلف يارى است

[ 240 ] ذكر مولانا كمال الدين مشفقى « « 1 » »

از شاعران پرزور مشهور است . در گفتن انواع شعر سليقهء نيكو دارد « « 2 » » قصايد خوب و غزلهاى مرغوب دارد و در هجا گفتن بطورى دقّت مىنمايد كه از جادّهء تقرير بيرون است . و در علم نجوم و رمل وقوفى اظهار مىكند و در اين ايّام كوكب طالعش در نطاق سعادت از هبوط به صعود حركت كرده و از طريق نفى در خانهء فرح به عتبهء نصرت « « 3 » » داخل شده در جماعت فضلا به منصب كتابدارى معزّز گرديده است و اعدا را منكوس دارد . و خانه‌اش محل اجتماع شعراست « « 4 » » و اين غزل ثمرهء شجرهء لطيف اوست :
هامش
( 2 ) .B« اعزّه . . . دارد » ندارد [ 239 ] : ( 1 ) . اين شرح حال درPنيامده [ 240 ] : ( 1 ) .Pذكر مشفقى ( 2 ) .B« در گفتن . . . دارد » ندارد ( 3 ) .Pو از طريق ترخ در خانه قرح به عتبهء تصرف ( 4 ) .P« و خانه‌اش . . . است » ندارد
مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 271 | نجيب مايل هروى / سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )