[ 234 ] [ ؟ ]
[ شاعر مستعدّى است بىفضيلتى نيست . حاشيه مىخواند . مدّتى است كه ترك كرده بنابر عوارض ، و به شعر گفتن طبعش مايل است . اكثر اشعار در قوافى تنگ مىگويد ، و در قصيده جريان عبارتش روانتر است . ابيات خوب و گفتار مرغوب بسيار دارد و اين مطلع شورانگيز از سخنان شكرآميز اوست :
نه لعل است آنكه در كوه بدخشان لالهگون گشته * دلِ خاراست كز دردِ غمِ فرهاد خون گشته
عمرهاست كه در گذر خيابان است [ و ] آنجا متوطّن است « « 1 » » ] .
هامش
( 1 ) .K , B , Hشرححال مزبور را ندارند