از نجوم فى الجمله وقوفى دارد ، امّا كوكب طالعش به اوج رعايت صعود ننموده « « 9 » » . گويا از ثوابت هوابط است كه از پايهء حضيض به درجهاى از درجات نطاق عالى نرسيده ، و از مقام رجعت رخت به ذروهء استقامت نكشيده . اكنون به لطف والى عالى - خلّد اللّه ملكه - در مدرسهء حافظ ديوان به درس مشغول است . اشعار خوب و گفتار مرغوب دارد . و اين مطلع رنگين از سخنان لطيف اوست :
بيت
ترا بر روى گل هر گه ز « « 10 » » سنبل سايهبان افتد * برآيد از دلم آهى و آتش در جهان افتد « « 11 » »
[ 189 ] ذكر جميل مولانا دوست محمّد « « 1 » »
به حليهء صلح محلّى است و تحصيل فروع و اصول علوم از معقول و منقول به قدر استعداد نموده .
و اكثر اوقات بيكار نبوده و در مدرسهء ميرعرب به درس مشغول است . طلّاب از مائدهء افادهاش مستفيدند و كمزمانى باشد كه به درس مشغول نبوده باشد . و با وجود چندين اشتغال ، گاهى به گفتن نظم ملتفت مىگردد . و اين مطلع از سخنان شريف اوست « « 2 » » :
مطلع
به گردِ روى تو تا خطِّ خوش عيان « « 3 » » آمد * بهارِ عمرِ مرا نوبتِ خزان آمد
[ 190 ] ذكر جميل زبدة الحفّاظ مولانا ابراهيم « « 1 » »
از ولايت كرمينه است ، و در صغر سن به متابعت و مبايعت حضرت خواجگان - قدّس اللّه تعالى ارواحهم - مشرّف گشته ، پيوسته مجلس فردوس آئين درويشان را به تلحين نغمات رنگين
هامش
( 9 ) .Hصعود نموده
( 10 ) .Pكه
( 11 ) .H , Bبرآيد دود از جانم كه آتش در جهان افتد
[ 189 ] :
( 1 ) . ذكر جميل زبدة العلما مولانا دوست محمد
( 2 ) .Pو اين كلام بلاغت نظام اوست
( 3 ) .P , Kعنان
[ 190 ] :
( 1 ) .Pذكر جميل زبدة القراء حافظ ابراهيم