تزئين داده ، سبب مزيد فتوحات غيبيه « « 2 » » مىگردد . روزى نزد حضرت عبيد اللّه خان در مجلس مخدومى « « 3 » » اين مطلع را خوانده :
مطلع
گداى حضرتِ او باش و پادشاهى كن * مكن مخالفتِ او و هرچه خواهى كن
حضرت خان را كيفيّتى عظيم دست داده و حافظ به نظر التفات « « 4 » » منظور گشته . و سلطنتپناهى اين مطلع را در جواب او گفته :
مطلع
درآ به مملكتِ عشق و پادشاهى كن * نشين به تختِ همايون و هرچه خواهى كن
اكنون به مضمون خدمة الملوك نصف السّلوك « « 5 » » به ملازمت « « 6 » » سلاطين عظام اشتغال مىنمايد و گوى دولت به چوگان خدمت مىربايد و به مناصب مناسب سرافراز گشته در رتبهء امامت پيشافتاده و در مرتبهء خطابت بلند پايه گرديده است . طبع نيكو دارد و سخنان دلكش از باطن بىغش او ظاهر مىشود . اشعار خوشش در السنهء شعرا و ظرفا ملفوظ است ، و ارباب قلوب از آن محظوظ « « 7 » » . و اين مطلع پرسوز از سخنان دلافروز اوست كه مذكور مىشود :
نظم
سوخت در آتشِ غمِ هجرِ تو چون عود مرا * ز آتشِ عشقِ تو مقصود همين بود مرا
[ 191 ] ذكر مولانا جلال الدّين قاسم
به سادات علوى خود را نسبت مىكند . طبع دقيق دارد و در تحقيق سخن دقيقهاى فرو نمىگذارد . فضايلش بسيار است « « 1 » » و گاهى به شعر نيز مىپردازد « « 2 » » . در زمان محمّد يار سلطان از احتساب به قضاى عسكرى ترقّى نمود . تواريخ را نيكو مىگويد « « 3 » » . و اين تاريخ را به جهت عمارت محمود شاه سلطان نيكو گفته :
هامش
( 2 ) .P« غيبيه » ندارد
( 3 ) .P , H« در مجلس مخدومى » ندارد
( 4 ) .Hالتفات اثر
( 5 ) .Pالملوك
( 6 ) .Hملازمين
( 7 ) .Pمحفوظاند
[ 191 ] :
( 1 ) .Pبىفضيلتى نيست
( 2 ) .P« و گاهى . . . مىپردازد » ندارد
( 3 ) .B« در زمان . . . نيكو مىگويد » ندارد