در تاريخ نهصد و هفتاد و سه شهرت يافت كه دخترى ، رباعيى گفته و شرط كرده كه هركس مقصود او را دريابد ، او را به شوهرى قبول مىكند . اين خبر در اطراف منتشر شد ، هيچكس نبود كه اين سوداى خام در دماغ نمىپخت . و آن رباعى اين است :
رباعى
بنگر كه برهنه « « 17 » » روى برمىطلبد « « 18 » » * از خانهء عنكبوت پَرْ مىطلبد « « 19 » »
او از دهنِ مار شكر مىطلبد « « 20 » » * از پشّهء ماده ، شيرِ نر مىطلبد « « 21 » »
مخاديم شرحها نوشتند ، و تتبّعات كردند ، و شيخ ميرجان از همه بيشتر مقيّد شده ، در شرحى به تفصيل نوشتند :
مطلع
خالى به چشم كردم بر روى دلربائى * سودا نگر كه پختم جايى و وَه چه جايى
آخر ظاهر گشت كه دختر وجود خارجى نداشته و جز تصوّر باطل چيزى نبود . مصرع :
زهى تصوّرِ باطل ، زهى خيالِ محال
[ 186 ] ذكر مولانا حسين « « 1 » »
از تركستان است و تحصيل فروع و اصول از منقول و معقول در درس افتخار العلماء مولانا عصام الدّين ابراهيم نمود و جنس علوم به نوعى مطالعه كرده كه در اكثر آن ماهر ظاهر مىگردد .
سيّما در فنّ عربيّت ، منطقش به كلام فصاحتآميز بلاغتانگيز قصر اطناب در انشا نموده ، معانى كثيره را در عبارت قصيره چنان بيان مىكند كه هرچند سبّاح عقل به سفينهء استقرا « « 2 » » در بحر تصوّر تتبّع نمايد « « 3 » » ، قولى كه شارح آن تواند بود ، ممكن نمىشمارد ، بلكه از جملهء ممتنعات مىدارد . و در مدرسهء عالى سلطان شهيد الغ بيگ گوركان - انار اللّه برهانه - به افادهء علوم « « 4 » » مشغول است و طلّاب را به قلّاب سخن كشيده ، نمىگذارد كه به سوى دگر مايل شوند . و در بحور
هامش
( 17 ) .Pاز مرد برهنه
( 18 ) .K , Pمىطلبيد
( 19 ) .K , Pمىطلبيد
( 20 ) .K , Pمىطلبيد
( 21 ) .K , Pمىطلبيد
[ 186 ] :
( 1 ) .Pذكر زبدة العلما مولانا حسين تركستانى
( 2 ) . استقرا
( 3 ) .Bنمايى ،Hمتتبع نمايد
( 4 ) .Hعلم