نظم
تاريخِ ولادت محمّد طاهر * از پانزدهء « « 5 » » شهر صفر شد ظاهر
و اين معمّا نيز از كلام خجستهْفرجام « « 6 » » اوست به اسم اياز :
معمّا
آن سهى قد به اين ستمديده * يار از پار « « 7 » » بازگرديده
چون صورت " اياز " از " پار « « 8 » » " جدا شود ، يك نقطه باقى مىماند . و هرگاه كه به " باز « « 9 » » " مبدّل شود ، " اياز " مىشود .
[ 188 ] ذكر جميل مولانا عبد الصّمد « « 1 » »
از ولايت تربت است . مدّتى در تاشكند به افادهء علوم مشغول بود و به مضمون آيت كريمهء
وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ
به طواف حرمين شريفين توجّه نمود و به شرف تقبيل آن عتبات علّيات مشرّف گشت . و بعد از مراجعت باز در تاشكند اقامت كرده به درس مشغولى مىنمود . اگرچه در علوم از جملهء مهره نبود امّا از هيچ علمى « « 2 » » بىبهره نبود . ديگر باره « « 3 » » مانند « « 4 » » عشّاق بينوا آهنگ حجاز كرد و اتفاقا گذرش « « 5 » » به جانب كاشغر افتاده ، و در آن حال مترّنم اين مقال بوده :
بيت
ترسم نرسى به كعبهاى اعرابى « « 6 » » * كاين ره كه تو مىروى به تركستان است
باز از آنجا مراجعت كرده ، ساكن بخارا گشت . ذات شريفش با وجود فطن « « 7 » » مورد اندوه و محن است ، از بلاياى عجيب بىنصيب نيست . اين قطعه گويا حسب حال اوست :
قطعه
هر بلائى كز آسمان آيد * گرچه بر ديگران « « 8 » » قضا باشد
بر زمين نارسيده ، مىگويد * خانهء انورى كجا باشد
هامش
( 5 ) .Bپانژه
( 6 ) .Pبلاغت نظام
( 7 ) .Pيار
( 8 ) .Pچون صورت يار از يار
( 9 ) .Pيا
[ 188 ] :
( 1 ) . ذكر جميل زبدة العلماء مولانا عبد الصمد
( 2 ) .Pاز علمى ،Hعلم
( 3 ) .Pديگر ره
( 4 ) .Hچون
( 5 ) .P , Hگذارش
( 6 ) .Bكعبهء اعرابى
( 7 ) .Pبا وجود چندين وطن
( 8 ) . ديگرى